X
تبلیغات

قفسه یک/ بازخوانی یک پرونده+دانلود سند تأملات راهبردی حزب مشارکت

چهارشنبه 25 بهمن ماه سال 1391 ساعت 12:33 PM

"تهاجم شیطانی" اولین کتابی است که در طرح قفسه [به اشتراک گذاری کتاب های خوانده شده] معرفی می شود. این کتاب 72 صفحه ای و کم حجم به قلم م.سلحشور و به همت انتشارات فیضیه و دفتر انتشارات اسلامی چاپ شده است و بصورت کوتاه و گویا مواردی از تهاجم ناتویست های فرهنگی در قالب سمپاشی روزنامه های زنجیره ای و لجن پراکنی رسانه های مدعی آزادی و اصلاح طلبی (بخوانید افساد طلبی و اباحه گرایی) را با تمرکز بر بازه زمانی سال های 79-1376بصورت مستند و دسته بندی شده، مورد کنکاش و واکاوی قرار می دهد.

علت انتخاب و انتشار این کتاب و این پست، شرایط سیاسی پیش روی ملت و حکومت اسلامی و دلواپسی از تلاش خودفروختگان داخلی برای پاکسازی حافظه تاریخی مردم انقلابی ایران اسلامی و پوست اندازی و ارائه چهره ای امام دوست و خط امامی و مدافع ارزش ها به نسل های چهارگانه انقلاب بالاخص نسل سه و چهار که شاید آشنایی کمتری با گفتمان و جریان مرموز دوم خرداد داشته باشند، می باشد. پیر و مراد و استاد و امام ما حضرت روح الله (رحمة الله علیه) این آسیب و خطر همیشه در کمین را در جلد2 صحیفه نور صفحه 84 اینگونه متذکر می شوند و سرنخ را به دست دلسوزان و نسل های پی در پی انقلابی می دهند: "درست آنچه امروز برای ما روشن و واضح است، برای نسل های آینده مبهم می باشد و تاریخ روشنگر نسل های آینده است. امروز قلم های مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند." ارتجاع یعنی رجوع و بازگشت به عقب و اینجا از همان جاهایی است که ارتجاع، شیرین می شود؛ زیر ذره بین بردن و تورق کتاب و در کنارش سطل زباله تاریخ.


ادامه این جستار، گزیده و ویراسته نوشته ای است که در سال 87 تحت عنوان "بازخوانی یک پرونده" در موضوعی مشابه، نوشته شد که قسمت هایی از آن، برش هایی بود از کتاب تهاجم شیطانی. کتاب مذکور مشتمل بر یک مقدمه و دو بخش می باشد. در بخش اول شبهه افکنی ها، تحریف ها و تهاجمات به انبیاء و ائمه، عاشورا، امام خمینی(ره)، اصول اعتقادات و ارزش ها، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، قانون اساسی، دفاع از منتظری، جدایی دین از سیاست و صلح خاورمینه با ذکر تهاجم، نویسنده یا گوینده و مأخذ صورت بندی شده است. در بخش دوم کتاب که صفحات انتهایی را به خود اختصاص داده است کاوش در حمایت دشمنان و بیگانگان از دگر اندیشان و شبهه افکنان و هماهنگی آنان با ایادی داخلی، محور اصلی است که زیر ذره بین نویسنده رفته است.

:: نگاه از نزدیک؛ ارتجاع از جنس لیبرال های خواهان جامعه مدنی یا معماران فروپاشی از درون!

در این نوشته، عملکرد مطبوعاتی مزدوران قلم به دست مدعی اصلاح طلبی در حواشی سال های 77 تا 79 به صورت مستدل و مستند و البته کوتاه به بوته نقد کشانده خواهد شد.

قلم و سرنیزه... این دو شمشیر بران که یکی بر جسم خاکی، خط می اندازد و دیگری در روان اما این کجا و آن کجا! 

اثر سرنیزه بر بدن به مرور زمان رفع و ترمیم می شود اما تاثیر قلم نویسنده (چه متعهد چه غیر متعهد) عمیق تر و ماندگارتر است چراکه بعد اصلی وجود انسان یعنی روح و فکر آدمی را تحت اثر قرار می دهد و همین عمق تاثیر و جایگاه والای قلم است که گفته اند :« مداد العلماء افضل من دماء الشهداء».

اما اگر این شمشیر دو سر، در بین انگشتان انسانی مبتذل و سکولار، شروع به چرخیدن نماید آن وقت است که استحاله و انحراف فرهنگی و عقیدتی در یک جامعه شیوع و گسترش می نماید و آن روز، روز مرگ ارزش هاست و به تبع آن رکود و ابتذال حیات فکری و اجتماعی یک ملت.

حواشی سال های 77تا79 سلطنت طلبان، اپوزیسیون(ضد انقلاب داخلی و خارج نشین) و اصلاح طلبان، دست در دست هم  به کین با برنامه ریزی مدون شروع به اخذ مجوز انتشار مطبوعات نمودند، مجوزهای بی حد و حصری که به کرات در یک روز بیش از 30 مجوز(!) توسط وزارت ارشاد آن زمان صادر می شد و امثال محسن سازگارا (که در زمان جنگ تحمیلی با رانت دولتی، دلار می گرفت و در بازار سیاه می فروخت، تعاونی مطبوعاتی کشور را ایجاد و به ساماندهی و سازماندهی نشریات هتاک و شالوده شکن پرداخت) و اینجا بود که نوعی ولنگاری مطبوعاتی حساب شده (به بهانه آزادی بیان) بوجود آمد و زنگ های خطر یکی پس از دیگری به صدا در آمدند. استکبار و ایادی داخلی و خارجی اش جنگ، کودتا، ترور، شورش و خلاصه همه گزینه های سخت افزاری را امتحان کرده بودند و حالا تنها امیدشان استحاله از درون بود (در شرایط ناامیدی از براندازی) یا همان جنگ نرم (تهاجم فرهنگی) که یکی از ابزار آلات موثر در این حیطه "مطبوعات" و ایجاد اختلال در نظام فکری-عقیدتی مردم و در یک کلام، آندلس سازی جامعه ایرانی و هدایت بسمت فروپاشی از درون و مهار مولفه های قدرت جمهوری اسلامی، می باشد. اما جالب اینجاست عده ای آن زمان وجود این چنین دشمن و تهدیدی را انکار کرده و آن را توهم توطئه می نامیدند! تا با این ترفند، اصل وجود دشمن و طراحی های او را انکار و مردم انقلابی ایران را از میدان حضور به حاشیه رانده و ضربات کاری خود را بر مراکز حیات انقلاب اسلامی وارد نمایند. مقام معظم رهبری در یکی از رهنمودهای راهبردی و بیدارکننده شان فرمودند:« یک عده می خواهند وانمود کنند که ما اصلا دشمن نداریم! یک عده می خواهند وانمود کنند که اصلا توطئه ای علیه ملت ایران نیست! اینها هم رفیق های همان ها هستند! در روزنامه ها می نویسند و گاهی در سخنرانی ها می گویند که اصلا توطئه ای وجود ندارد، خیالات است که شما می کنید! نه، دشمن از همه طرف توطئه می کند.» (9فروردین77)                

> در زیر بخش بسیار کوچکی از شبهات و هتاکی های مزدوران مطبوعاتی ضدانقلاب داخل نشین، با آدرس در چند بخش آورده شده است که در میان نویسندگان آنها از رئیس جمهور و وزیر دیده می شود تا نویسنده های شبه منورالفکر و سیاهه نویسان آماتور و خیابانی:

1- تهاجم به امامان معصوم(ع):

* تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است. حنایی کاشانی، کیان فروردین 78

* در حیطه ولایت باطنی، رابطه مرید و مرادی برقرار است، اما در حیطه ولایت سیاسی، حتی ائمه هم وجوب اطاعت ندارند، چه برسد به فقیه. مردم می توانند بر امام معصوم هم خرده بگیرند، انتقاد کنند و در جایی فرمانش را اطاعت نکنند. عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان آبان77

* اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا…ابراهیم اصغرزاده،آفتاب امروز 2/6/78

* آدم زمینی نباید در پای ایدوئولوژی های ناکجا آبادی قربانی شود. اکبر گنجی، صبح امروز 26/2/78

* مردم حق دارند همه مسئولین را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید. محمدی اصفهانی، ایران 24/4/79

* نظریه وصایت و شورا که پس از پیامبر اجرا گردید، می تواند جانشینی برای نظریه ولایت فقیه، بعد از دوران ائمه باشد. تقی رحمانی، نشاط مهر87

* صحت قصه حضرت یوسف، در قرآن کریم، از محالات است. ح.م. صبح امروز، خرداد78

2- تهاجم به عاشورا:

* عاشورا، نماد زنده در آتش افتادن سیاوش است، داستان عاشورا در ایران، داستان دمیدن روح اسطوره سنت شده سیاوش در تن اسطوره زنده و پویای حسین(ع) است. فاطمه گوارایی، پیام هاجر23/1/79ش311

* فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود. عبدالکریم سروش، نشاط12/3/78

* ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه، کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. مدیر آموزش و پرورش مازندران، اخبارویژه کیهان10/3/79

* جهاد در جایی معنا دارد که مجاهد مطمئن باشد، پیروز می شود وگرنه چنین جهادی بی معناست. فاضل میبدی، نشاط اردیبهشت78

* شهادت طلبی را مرحوم شریعتی به جامعه یاد داد. حمیرضا جلائی پور، کیهان26/3/79

* امام حسین(ع) برای مقابله با قتل های زنجیره ای قیام کرد. عبائی خراسانی، بامداد21/1/79


3- تهاجم به امام خمینی(ره):

* مبانی و اصول آیت الله خمینی که متکی به فقه و سنت شیعه است، دیگر کارآمد نیست. یوسفی اشکوری، جهان اسلام11/3/78

* فتاوای فقیهان برای خودشان حجیت دارد. محمد مجتهد شبستری، بعثت3/6/77

* اشغال لانه جاسوسی، امری عبث بود و زیان های جبران ناپذیری برای مردم ایران، به بار آورد. ابراهیم یزدی،هفته نمه آبان ش49

4- تهاجم به ارزشها:

* اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعا مضر است…مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند. سید محمد خاتمی، همبستگی16/8/79

* تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است. سالار بهزادی،صبح امروز23/8/78

* حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال، بی معناست. ابوالفضل موسویان،پیام هامون ش26

* نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. مهاجرانی، آریا13/1/79

* در تاریخ جدید خدای که مومنان کشف می کنند ممکن است با خدایی که گذشتگان کشف می کردند، متفاوت باشد. عبدالکریم سروش،کیان52

* خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم الله شروع کرده باشم. بهزاد نبوی، جمهوری اسلامی13/2/79

* نفی خطوط قرمز و انکار فصل الخطاب ها ضروری است، خطوط قرمز باید پاک شود. صادق زیبا کلام، پیام هاجر شهریور87

* در برابر هجوم فرهنگ بیگانه نباید عکس العمل نشان داد. علی قربانپور، پیام هاجر ش234

* مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است. نوشین احمدی، جامعه سالم11/8/78

* برخورد با توهین کنندگان به مقدسات چون منجر به اشاعه توهین می شود، خود اشاعه فحشاست. مهاجرانی،اخبار اقتصاد5/7/78

* توهم تهاجم فرهنگی، ناشی از احساس ضعف و ترس است. مجید شریف،هفته نامه آبان شهریور77

* هیئت های مذهبی، منشا خشونت اند و بسیجی ها، اعضای تشکیل دهنده این هسته ها هستند. محمد قوچانی، عصرآزادگان20/1/79

5- تهاجم به انقلاب اسلامی:

* انقلاب اسلامی، متاثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود. عباس عبدی،راه نو21/6/77

* اکنون پس از گذشت بیست سال همه آرمان های انقلاب فروریخته است! هوشنگ گلشیری، ایران جوان20/12/77

* از این به بعد دیگر نمی توان بقای نظام جمهوری اسلامی و ثبات و اقتدار آن را بر مبنای نگهبانان دین سنتی تضمین کرد. هاشم آغاجری،پیام هامون23/12/78

* بنای حکومتی مبتنی بر آرمان های متعالی و مقدس یک اشتباه نابود کننده است. بی نام،جهان اسلام5/11/77

* سر دادن شعار مرگ و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است. مهاجرانی،جبهه30/5/78

* حکومت در دست ماست. ما به اهداف خود رسیده ایم. ما اصلاحات خودمان را که تغییرات در نظام و رهبری است، از طریق مجلس ششم انجام خواهیم داد. محسن کدیور، یالثارات ش93 

>> این دست تهاجم ها در مقوله های دفاع مقدس، جدایی دین از سیاست، بحث آقای منتظری و تصمیم امام راحل(ره)، قانون اساسی، صلح خاورمیانه و… با شدت تمام از سوی مدعیان اصلاحات پیگیری می شد بگونه ای که گری سیک عنصر برجسته سازمان سیا و مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا پس از سفر به ایران طی مصاحبه ای اعلام کرد:« چگونه خوشحال نباشیم از اینکه موج تازه ای در ایران برپا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان سعودی را روی کار می آورد.»


دانلود ضمیمه الکترونیکی قفسه

دانلود جزوه "مجموعه یادداشت های جنگ نرم به انضمام متن کامل سند تأملات راهبردی حزب منحله مشارکت" با حجم 578کیلو بایت و در قالب PDF که شامل ده مقاله در موضوع ابزار و شیوه های نوین جنگ نرم به همراه سند تأملات راهبردی که بعنوان مانیفست و دستور العمل دوم خردادی ها می باشد که از کتب حسین بشیریه (نظریه پرداز لندن نشین) اقتباس و در کنگره سال 87 حزب دولت ساخته مذکور، تصویب شده است و در سال 88 در بازرسی از منزل سعید حجاریان، کشف و منتشر شده است، خواندن این سند لو رفته را به همه دوستان و مخاطبین گرامی توصیه می نمایم.

 


 ::: برای دانلود اینجا را کلیک کنید :::


ته نوشت

این مطالب، گفته و پلی به فراخور حال به گذشته زده و نبش قبری انجام شد. برای مصونیت سازی و تلنگرانه ای چندوقت یکبار، تاریخ را باید از بر بود چراکه اشخاصش تغییر اما مبانی اش ثابت و تکرارپذیر است. از ابتدای انقلاب اسلامی پر هیبت و تکان دهنده ملت ایران در روز های سرد بهمن ماه 1357 تا الان، هرچه تاریخ این سی و چند ساله مرور و زیر و شود به حقیقتی عینی خواهیم رسید و آن این است که جهت فلش برادراهای دایره امتحانات الهی همواره درونگرا و به سمت داخل بوده است و مرحله به مرحله کوره انقلاب، یوم الحساب ها و یوم تبلی السرائرهای خود را به یارانی که ادعای پرعیاری دارند، نزدیک تر می کند تا مشخص شود کدامین اشخاص، جریانات و جبهه ها و باندها از منتهی الیه چپ چپ تا منتهی الیه راست راست از جاده انقلاب بسمت زباله دان تاریخ، تخته گاز می روند و درس عبرت می شوند و در آنسو چه کسانی الگو؛ لیبلوکم ایکم احسن عملا؛ سنت قطعی خدای راستی آزماست. بی آبرویی درست نکنید، لجاجت و رفتار کودکانه سیاسی، حب دنیا که رأس کل خطیئه است، سربازان بروز شده انگلیس منحوس و خبیث هم از لندن بر گشته اند و اصلاحات هم طالب عذر بدون گناه است تا پروژه فوق سری "طرح تماس3" شان را برای فتنه انگیزی عملیاتی کنند با پیاده نظام قدیم و جدیدشان و بحران تراشی فرزندان انقلاب خوار، عمر و عاص و ابوموسی جلوی ما رژه می روند خوب نگاه کنید. تاریخ را فراموش نکنید و خوب بخوانید. مولا علی(ع) فرموده اند چنان تاریخ را خوانده ام که گویی میان آنها زیسته باشم.

تعمیم این فضای وادادگی و خیانت و وطن فروشی به فرهنگ، پرونده هسته ای، غائله سازی قتل زنجیره ای و کوی دانشگاه و اعتبارزدایی از نهادهای حکومتی، سیاست خارجی ذلیلانه، مردم گریزی با پوششش توهمی نخبه گرایی شبه روشنفکری لیبرالی، بسط و توسعه شبکه های جاسوسی، بازی در نقش معماران عصر فروپاشی از درون و طراحی کودتای آمریکایی، دریافت کمک نفتی اعراب و کنگره آمریکا جهت براندازی و تغییر و مهار رژیم، فساد نفتی و گازی و سازمانی و قراردادهای ترکمانچای اصلاحات با اجانب، دسته بندی مردم به شهروند درجه یک و دو، جولان ورشکسته های سیاسی و اراذل فرهنگی و ایدئولوگ های اروپای شرقی و فعال در اضمحلال نظامات کمونیستی در دولت و مجلس، پیگیری گفتگوی تمدن ها و دریافت برچسب محور شرارت از سوی جرج بوش، حرکت بسمت کمک به طالبان در حمله آمریکا به افغانستان، نامه 127 نماینده مجلس ششم افسادطلبان به رهبری جهت حذف شاخه های نظام و پیشنهاد بیشرمانه نوشیدن جام زهر، مجلس اصلاحات هم خودش مثنوی هفتاد من دارد!: لوایح دو قلو، رشوه خواری علنی، تحصن با همراهی لیبرال ها و متواریان جبهه ملی، جولانگاه مفسدین سیاسی و اقتصادی و کار به نحوی در مجلس ششم خراب بود که میم.کاف (ریاست مجلس وقت!) که رشوه چند صد میلیونی گرفته بود و در دادگاه هم محکوم شده بود، تقلا می کرد جلو اینان را بگیرد!!!، خلاصه هردم از این باغ بری می رسد و جای کار بسیاری دارد که مردم، کارنامه و عملکرد جریانات مختلف را مثل ویترین، جلوی چشمشان داشته باشند چراکه تاریخ نه آیة الکرسی می خواند و نه مویز می خورد که حافظه اش تقویت شود و بهترین راه ثبت و مررور است.

اینها با انقلاب تضاد گفتمانی در مبانی داشتند و دارند اما زیر تابلوی خط امام، افکار امام را به موزه می بردند و حاکمیت دوگانه را در نظر و عمل پی می گرفتند. برای شناسایی و خنثی سازی تحرکات این دست جریانات منحرف و فتنه زا باید  مبانی و زیربناهای آنان بدرستی مورد مطالعه و شناسایی و در مرحله دوم روبناها و مصادیق و بازیگران متلون و چندرنگ این نحله ها و فرقه های مسموم مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.


خارج از گود!

برای آشنایی با "طــرح قــفــســه" اینجا را کلیک کنید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

طرح زاغه/به اشتراک گذاری مهمات جنگ نرم

دوشنبه 4 دی ماه سال 1391 ساعت 7:33 PM

طرح زاغه؛ طرح تسلیح و تجهیز افسران جوان جنگ نرم به بصیرت و صبر و مهارت های مورد نیاز این میدان.

«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم وآخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم وما تنفقوا من شیء فی سبیل الله یوف الیکم وانتم لا تظلمون»

(سوره: 8 , آیه: 60)

:: بعد از شروع طرح قفسه در وبلاگ عبرت که با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد؛ دومین طرح از سری برنامه هایی که در قالب کلی "راهبرد به اشتراک گذاری محتواهای انقلابی" کلید زده می شود؛ «طرح زاغه» است که در بستر تبادل اسناد و داده های الکترونیکی (اعم از صوتی و تصویری و پی دی اف یا همان اشتراک مهمات نبرد نرم) تعریف و صورتبندی شده است به همین خاطر عنوان زاغه انتخاب شده است یعنی جایی که مهمات در انبارهای مخصوص، دپو، متمرکز و توزیع می شود.

اگر باور داشته باشیم که در شرایط جنگی به سر می بریم به آب و آتش می زنیم تا سلاح و مهمات و متناسب با نبرد و امکانات دشمن را مهیا و مورد بهره برداری قرار دهیم و در این راه برای خودکفا شدن مراکز و موسسات و نهادهای صنعتی، معدنی، دانشگاهی و کشاورزی زیادی با درونمایه کار جهادی راه اندازی می کنیم همانطور که در هشت سال دفاع مقدس هم دیدیم لشکرها و تیپ ها و گردا نها و گروهان ها و دسته ها و هسته های استانی به هم کمک می کردند و اداوت و مهمات را به یکدیگر به اشتراک می گذاشتند و نیروی انسانی و  کمک فکری و یدی خود را در سطوح مختلف به میدان می آوردند حالا هم وظیفه ماست باید بدون چشم داشت و نگاه از بالا به پایین و یا نگاه صدقه ای به این دست به اشتراک گذاری ها و دور از ترحم، به همسنگرانمان در خط مبارزه با جبهه استکبار کمک کنیم تا در مقابل دشمن، دستشان خالی و کم توشه نباشد و در مرحله بعدی آموزش ماهیگیری و تولید محتوای بومی را  هم یاد بدهیم و یاد بگیریم مخصوصا دانشجویان که بصورت تشکلی و دارای سامان و سازمان می توانند از نشریات و بیانیه تا پژوهش و تحقیق و آموزش را نشر دهند و نباید به چاه غفلت و یا مضایقه و رقابتی بیفتیم که اگر برنامه و محتواهای تولیدی و تأمینی خودمان را به دیگران بدهیم ممکن است کار خودمان دیگر برجسته و دردانه نباشد! یا بخواهیم خدای ناکرده حق تألیف و حق تدوین از این و آن بگیریم! اگر اینطور باشد دیگر کسی نباید کتاب بنویسد چون دارد برونداد سالها زندگی و حیات خود را بصورت عصاره و یکجا در اختیار دیگران قرار می دهد!



:: القصه! اینجا محلی است برای به اشتراک گذاری مهمات های ناچیز موجود در زاغه مهمات مجازی عبرت، اعم از اسناد الکترونیکی، بسته های مطالعاتی، محتواهای کمیاب یا مهجور، فایل های پی دی اف، فایل های صوتی و تصویری راه باز کن و متناسب با دردهای مبتلابه مان.

باید به سمتی حرکت کنیم که هر وبلاگ یک قفسه داشته باشد و یک زاغه! به یاری خداوند بشود در عبرت یک الگوی مناسب و قابل توسعه و ارائه به سایر مجاهدان جنگ نرم پیشنهاد داد.

این روند فعلا یک طرفه است منتهی اگر دوستانی راغب بودند که مهمات ارسال کنند کافی است لینک دانلود فایل را بفرستند تا در وبلاگ نمایش داده شود؛ در شمن قالب ارائه و فرمت محتوا، آزاد است.

زاغه نشین باشید!

[دوستان بشدت اعتراض داشتند و تهدید به اعتصاب و اغتشاش و تحریم کردند! که کوتاه و ساده و بی تکلف بنویس؛ امیدوارم شده باشد!]

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

هر دیواری بالا رفتنی نیست!

جمعه 12 آبان ماه سال 1391 ساعت 10:51 PM

 :: تأملی درون گفتمانی در سریال رمزآلود تسخیر سفارت ها؛ افتراقات و اشتراکات

جستار پیش رو سعی دارد با تدقیق، نقادی و زیر ذره بین قرار دادن دو رخداد تاریخ معاصر در حوزه انقلاب اسلامی یعنی تسخیر سفارتخانه های آمریکای امپریالیست و انگلیس استعمارگر در تهران (که توسط دو نسل و در دو بازه زمانی دور از هم رخ نموده است) و بررسی و کنکاش اجمالی در ریشه های شکل گیری تحرکاتی از این جنس، نسبت نزدیکی رویدادهای مذکور با "خواسته ها و فرامین امام امت"، مورد توجه قرار گیرد. درخت که می افتد بزم تبر به دست ها شروع می شود! اما سعی شده است در چنین مسیری گام برداشته نشود و سبب الاسباب و علت العلل سستی ریشه ها (عامل اصلی زمین خوردن طرح و برنامه ها) به میدان آورده شود و نکته دیگر اینکه رهاسازی راه حل خوبی برای حل معضلات و ایرادات نیست بلکه جریانات و اتفاقات گفتمانی و عملکردی بایستی مرتبا در انظار عوام و خواص مورد مطالعه موردی قرار گیرد تا اصلاحات و الحاقات احتمالی لازم در آینده، اعمال و نقاط قوت تکرار و نقاط ضعف حذف گردند.

بحث مورد مناقشه این نیست که تسخیر سفارت یک کشور به مثابه تصرف خاک آن کشور می باشد و با قوانین دیپلماتیک و عرف بین الملل نمی خواند، در ایدئولوژی عناصر انقلابی که مبانی تئوریک و عملکردی آنان از اسلام ناب محمدی(ص) تغذیه می کند، اگر فرمان امام جامعه اسلامی، قیام باشد یا سکوت فرقی نمی کند و در مقابل آن، تمام قوانین اعتباری موجود در عالم، بالاخص از نوع غربی اش رنگ می بازد. اما موضوع چالش برانگیز، منبع و منشأ انگیزاننده ای است که منتج و منجر به صدور یک عمل از انسان می شود. در این مورد خاص همان طور که در ابتدا گفته شد بعنوان نمونه ای در دسترس، کیس "تمایل به تسخیر سفارتخانه کشور متخاصم" بعنوان الگویی (پارادایم) مشروعیت یافته که نیاز به کسب اجازه از ولی و سرپرست جامعه ندارد، پرداخته خواهد شد که می تواند مشتی باشد نمونه از یک خروار.

 

:: شیعه تنوری؛ وحدت وجودی با ولی

مختصه و ویژگی سلمان که او را تا مقام منّا اهل البیت(ع) بالا برد این بود که در نظر و عمل به مولا و مقتدایش حضرت امیرالمونین علی(ع) به وحدت وجودی رسیده بود یعنی دلش می خواست آنچه را دوست بدارد و عمل کند که مولایش دغدغه اش را دارد نه آنچه دل سلمان تمنّا دارد و خودش را با اولی الامر زمانش تنظیم می کرد و وفق می داد نه اینکه مرکب اراده و به تبع آن حیات خویش را همچون برگی در باد به این سو و آن سو بکشاند. سلمان قصه ما از چارچوب دل نگرانی های امام عصرش خارج نشد و به جدول نزد؛ نه عقب می افتاد نه جلو می زند و موتور محرکه اش سه کار نمی کرد، اولویت ها را و اصلی و فرعی سازی مسائل را درست تشخیص می داد؛ نگاهش به آرمان های انقلاب علی و جمجمه اش را به خدا داده سپرده بود و به جلو می تازاند اما چگونه حرکتی؟! راه رفتن سلمان پشت سر علی(ع) بگونه ای بود که همیشه یک ردپا بیشتر دیده نمی شده است یعنی سلمان جاپای علی(ع) می گذاشت حتی در قدم زدن! این همان مفهوم ذوب شدن در ولایت و ولایت پذیری در نظر و عمل و غیر گزینشی از رهبر جامعه اسلامی (بعنوان یک کل یکپارچه) است. در کنار این الگوها، درس های عبرت زیادی در تاریخ صدر اسلام قابل رصد و مشاهده می باشد؛ علی(ع) در نهج البلاغه خطاب به کوفیان و در جواب بهانه جویی های آنان برای فرار از جنگ، می فرماید که وقتی شما را برای جهاد فراخواندم گفتید یا علی چه خبر است؟ فصل سرماست که می تواند جهاد کند و هنگام تابستان هم گفتید جهاد آن هم در گرما! مگر می شود! و اینچنین ذلت و خواری به شما روی آورد(نقل به مضمون)

 

:: در همین نزدیکی؛ قطب نما و نقشه گنج

ضعف عقبه تئوریک در جنبش دانشجویی و نگاه به بیرون یکی از معضلات تقریبا همیشگی جریان های دانشجویی بوده است یعنی از یک طرف تلاش و برنامه ریزی مستمر جهت ارتقاء سطح دانش و بینش سیاسی و ایدئولوژیک برای ورودی های تشکل های خرد و کلان وجود ندارد که همین سبب فروپاشی از درون برخی از این مجموعه ها و استحاله و تغییر گفتمان های 180درجه ای شده است و از سوی دیگر بواسطه خلأ نظری موجود و نبود نرم افزار مناسب با آرمان های انقلاب اسلامی در تشکیلات های دانشجویی، فرصتی را برای احزاب و یا باندهای سیاسی سطح جامعه برای سواری گرفتن و به بازی گرفتن برخی طیف ها در جنبش دانشجویی هموارتر نموده یا در نمونه اصلاح شده و بهینه آن، جریان های دانشجویی برای ترسیم خط و خطوط خود، ابتکار عمل و درون زایی را از دست داده و منتظرند تا از بیرون مورد حمایت و هدایت و خط دهی قرار گیرند که تحلیل بیشتر در این مقال نمی گنجد.

بعد از آنکه دانشجویانی که خود را پیروان خط امام می نامیدند، امام روح الله را در عمل انجام شده قرار دادند، سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران را تصرف و کارمندان جاسوس آن را به گروگان گرفتند، حضرت امام خمینی(ره) به محض دریافت خبر، با تیزبنی و ذکاوتی مثال زدنی آقاسید احمد فرزند برومندشان را جهت بررسی ابعاد مختلف و جوانب کار و مبادی و مبانی و اهداف ورود به سفارت و بررسی میدانی به لانه جاسوسی اعزام نمودند و اخبار و رویدادهای جریان تسخیر سفارت را زیر نظر داشتند و با مدیریت ماجرا و اصلاح برخی روندها، موج سازی اجتماعی نموده و دست طماعان و خدعه گران را از غائله بریدند و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را به انقلاب دوم تعبیر نمودند که در جای خود قابل تأمل و تدبر عمیق می باشد. بلاشک عدم ورود امام به جریان تسخیر سفارت آمریکا، منتج به میدان داری سرسپردگان شرق و غرب در ایران پس از انقلاب و شروع و شیوع نابسامانی های سیاسی و اجتماعی می شد که با ریل گذاری و جهت دهی مناسب از سوی ایشان، قطع رابطه آمریکا با ایران می شود تنها کار خوب شیطان بزرگ؛ یعنی قدرت و ظرفیت بالای تبدیل تهدید به فرصت (مکتب چهارم امنیتی در دکترین راهبردی حکومت ها)

در قضیه ورود دانشجویان معترض و انقلابی به سفارت انگلیس (1390) به اذعان دوستان و شاهدان عینی، اعمال نفوذ جریانات شبه دانشجویی یا غیر دانشجو مسأله دار در قالب پوشش های فریبنده، به وضوح دیده می شده است که در انتها مدیریت و هدایت برنامه را از اختیار گردانندگان اصلی خارج نموده و به ناکجاآباد رسیده است و از دانشجویان برای تکمیل قطعات پازل سناریوی خود، بهره برداری نموده اند . سوال اساسی این است که با چه تحلیلی و معیاری از مواضع رهبر عزیز انقلاب اسلامی برخی به این نتیجه رسیده بودند که "تنگه اُحُد فعلی جنبش دانشجویی" بالا رفتن از دیوار و سپس بیرون آمدن از درب سفارت انگلیس بوده است؟! آقا گفته اند تحلیل داشته باشید اما آیا هر تحلیلی باید عملیاتی شود؟ تخریب سفارت (جدای تأیید یا تقبیح) به خودی خود نشان می دهد بحث ورود، ناخواسته بوده و از قبل برنامه ای برای اینکار وجود نداشته است البته این یک فرضیه است اما اگر یک هدف از قبل طراحی شده بوده باشد افراد بدنبال چه بوده اند؟ در عصر ماهواره و چیپ و میکروپروسسورها آیا جاسوسخانه انگلیس، اسنادی مکتوب و یا قابل بازیابی برای تسخیرکنندگان کنار می گذارد؟ آیا شرایط هر دو مورد (شرارتخانه های آمریکا و انگلیس) یکسان بوده است که نسخه واحدی برایشان پیچیده شود؟ و ده ها سوال دیگر اما هدف بازخواست از فرد یا شخص و جریانات دانشجویی نیست یا محکوم نمودن افراد و انگ و برچسب پراکنی بلکه یک نقد درون گفتمانی است برای رسیدن به این مطلب که آیا قطب نماهایمان درست کار می کند و راه را درست می رویم؟ اگر قطب نماهایمان درست است آیا نقشه گنج به دست گرفته ایم یا نقشه ای دیگر و فرعی به دستمان داده اند؟!

تسخیر سفارت آمریکای جهانخوار و بعدها لانه جاسوسی، توسط دانشجویان پیرو خط امامی صورت گرفت که امامی که آنان مدعی پیروی از او بوده اند بعد از ورود دانشجویان به سفارت باخبر شدند نه فرمانی از جانب امام صادر شده بود و  نه مشورتی با ایشان انجام شده بود. برخی منابع تاریخی معتقدند دانشجویان با تحریک از بیرون و اقناع توسط مهره های نشان دار دارای روابط معنادار با نظام شوروی صورت گرفته است.

 

گفته می شود موسوی خوئینی ها جاسوس تابلودار ک.گ.ب دستگاه اطلاعاتی شوروی سابق و پدر معنوی جریان دوم خرداد و تئورسین فتنه که از تفسیرهای کمونیستی اش در دوران انقلاب حجاریان ها زاده شدند برای دستیابی و نابودی اسناد موجود در سفارت آمریکا که خط و ربط های آنان را در ایران پساانقلاب رو می کرد، همان اسنادی که فقط از بخشی از آن که سالم و بدون خدشه به دست دانشجویان افتاد، بنی صدر را لو داد؛ تلاش های زیادی را برای جلو انداختن دانشجویان بدون هماهنگی و کسب اجازه از امام انجام داد تا دانشجویان را ترغیب به تسخیر سفارت نماید البته نمی توان این شخص و قضیه را تنها عامل یا موثرترین آن در کلید خوردن  موضوع ورود و تسخیر سفارت آمریکا دانست اما نقش این طیف را نباید از یاد برد که احساسات انقلابی جوانان مسلمان را تحریک و با هدفی به ظاهر معقول اما خارج از محدوده هماهنگ شده با ولی امر به سمت هدفی ظاهر الصلاح سوق می دهند و از آن دو دو تا چهارتایی پرده برداری می کنند که گاهی پنج تا می شود و گاهی هم شش تا!

پس دانشجویان مدعی حرکت در خط امام چه کرده اند؟ این دیگر چه مدل پیروی است!؟ کلیت کار زیر سوال نمی رود و قصد تعمیم جزء به کل هم نداریم که بواسطه یک خطا، تمامیت بحث زیر سوال برود منتهی مراتب اگر در قالب نظام رفتاری "امام و امت" تحلیلی صورت گیرد باید خدا را شکر کرد که نوشداروی امام عزیز، در زمان و مکان مناسب و قبل از موت احتمالی به بدنه جریان دانشجویی تزریق شد.

در تسخیر سفارت ایالات متحده و بصورت کلی تر بحث رابطه با آمریکا، گروه های نهضت آزادی، ملی مذهبی ها (که نه ملت را داشتند و نه مذهب را!) و در رأس آنها دولت بازرگان که حامی عادی شدن و تقویت و تعمیق رابطه با آمریکا بودند، در ابتدا جهت همراهی با موج به پاخاسته مردم بعد از ورود امام خمینی(ره)، حمایت های نمایشی ترتیب دادند ولی بعدا صدای اعتراضشان بلند و نامه و بیانیه پراکنی هایشان در رد و تکذیب ورود به سفارت آمریکا شدت گرفت چراکه رابطه با آمریکا را در مدل دیگری جز راهبرد "نه شرقی، نه غربی" جستجو می کردند فی الواقع دولت موقت نه دولت انتقالی بود نه دولت انقلابی و اساسا گفتمان حاکم بر آن در اغلب مواقع در تضاد با گفتمان تازه ارائه شده و نوپای انقلاب اسلامی بود و باید اعتراف کرد که تن دادن به چنین مهره ها و عناصری در ابتدای انقلاب، ناشی از عدم تولید کادر راه بلد و کار بلد در امورات اجرایی بود که می بایست همزمان با پیشروی و توسعه امواج انقلاب به سراسر مملکت، روند نیرویابی و نیروسازی نیز دنبال می شد که رفته رفته بعد از انقلاب اسلامی، کادر مورد نیاز، اصلاح و ترمیم و تکمیل شد. القصه دولت انتقالی که می بایست مثل بولدوزر جاده صاف کن انقلاب باشد، سنگ مسیر انقلاب شده بود و هردم از این باغ بری می رسید و یکی از دلایل کناره گیری دولت بازرگان به جریان تسخیر سفارت آمریکا بر می گردد.

تسخیر سفارت آمریکا هرچه بود چارت و نمودار تشکیلاتی و تقسیم وظیفه داشت سخنگو داشت و کمیته بندی شده بود اما در غائله سفارت انگلیس اینگونه نبود و هرکس مرکب خود را می راند و پس از ورود و حتی قبل از آن برنامه ای حساب شده در کار نبود و کار مدیریت نداشت و به همین دلیل افسار کار از دست هسته اولیه خارج شد و هرکس باب میل خود رفتار می کرد و تخریب، بُعد اصلی رسانه ای شد در حالیکه مدل تاریخی این نوع کنش های سیاسی، بست نشینی و تحصن است و تشکیل شورای تحصن و مدیریت همه جانبه و باگدار. همان ایام دوستانی بودند که درخواست تأمین وسایل نقلیه و الحاق به تهران را داشتند که ناشی از هیجان بدون برنامه ریزی محتوایی-تداراکاتی برای افراد و بدون استعلام اخبار سفارت انگلیس درخواست های سطحی را مطرح می نمودند چراکه طبق اخباری که منتشر می شد سفارت و اطرافش خالی شده بود! در حالیکه این تب دارهای تند، زود سرد شدند!

برخی شاید با این دیدگاه که الان در تاریخ اسامی و نشان حاضرین در تسخیر ماندگار شده و شاید قصد تکرار این مدل را داشتند اما در این فرضیه، شرایط را در بدترین حالت بررسی می کند اما خوش بینانه همان است که هیجان و شور انقلابی بوده که عیار عاقبت اندیشی اش پایین بوده باشد و شاید دوستان انتظار داشتند با همان عمل و تکرار نعل به نعل جریان 13 آبان 1358، انقلاب سومی در مورد سفارت روباه پیر رقم زده شود؛ نمی شود با راهکار دهه 50 و 60 در دهه90 عرض اندام نمود و نقش آفرینی کرد این دیگر راهبرد نیست چاهبرد است یعنی ابزار و قالب کار که محتوا را قرار است ارائه بدهد به روز و مبتکرانه نیست؛ احساس درست و عمل و قالب اشتباه. پازل دشمن تکمیل شد با یک قطعه حق! و خوراک و آتش تهیه امپریالیسم رسانه ای و سوژه سازی در شرایطی که ادعای انزوای ایران اسلامی در صدر اخبار خبرگزاری های استبدادی و صهیونیستی بود!

باوجود مصوبه مجلس مبنی بر کاهش روابط و مناسبات سیاسی با رژیم سلطنتی انگلیس پلید(انگلیس قراردادهای نفتی و چپاول سرمایه ها و تولویدات صنعتی و معدنی و کشاورزی ایران، دخالت در سرنوشت حاکمیتی مردم، کودتای 28 مرداد 1332،  بیایید تا فتنه سال 88 و شاهکارهای اینان) نقره داغ شد نیازی به ورود نبود این مصدایق است که بدانیم از ریل خارج شده ایم حتی طبق شنیده ها قبل از ورود فردی به جمعیت می گوید که از دفتر آقا کسب تکلیف شده ایشان به این عمل در شرایط فعلی راضی نیستند اما عمارهای زمان گوش نکردند شاید انتظار داشتند خود آقا مستقیما و حضورا به ایشان امر نمایند. قصه پر غصه ای است این جریان ولایت پذیری ما مدعیان اهل کوفه نبودن!

بودن یا نبودن این سفارت خانه یا شرارت خانه ها فرقی نمی کند همانطور که در جریان میکونوس (اواسط دهه 70شمسی) کشورهای بلاد اروپا بستند و رفتند و دست از پا درازتر برگشتند اما همین ها میدانی است برای تجلی و تبلور سنن الهی: "لیبلوکم ایکم احسن عملا".

در نهایت از هر دو جریان افرادی بودند که ته خط به عذرخواهی رسیدند در قضیه سفارت آمریکا اصلاح طلبانی مثل معصومه ابتکار و عباس عبدی رسما از آمریکا طلب بخشش کردند! در جریان سفارت انگلیس هم بعضی از دوستان بواسطه اینکه عملشان مطابق با نیازهای جمهوری اسلامی نبود اذعان به اشتباه خود کردند و از مقام عظمای ولایت عذرخواهی کردند. گروه اول خیانت کرند چون امام در نهایت عمل تسخیر سفارت را تأیید فرمودند و گروه دوم شجاعت به خرج دادند و مردانگی.

 

:: ظرف زمانی و مظروف مطلوب

عمل باید در ظرف زمانی مختص به خودش باشد هزار رکعت نماز مستحبی شب تا سحر بخوانی و نماز دو رکعتی صبح خوانده نشود اساس زیر سوال می رود این نقل کار های امروز جنبش دانشجویی است که واژه اصیل را با خود به یدک می کشد! جنبشی که هر یک دچار چندین نحله فکری و شقه شده اند و وحدت درونی حداقلی خود را بازیابی نکرده اند. حضرت آقا فرمودند عدالت خواهی همه شنیدند اما وقتی فرمودند که عدالت باید یک رشته دانشگاهی بشود کسی نشنید! چرا!؟ چون سخت است! داد و بیداد کردن و تجمع را همه بلدند و تخم دو زرده ای نیست و هنری هم نیست. مدل مدیریتی و سبک کار تشکیلاتی، جوانانی هستند که امام می فرمود مقابل شما احساس حقارت می کنم همان هایی که جراحت شدید بر می داشتند و بعد از انتقال به بیمارستان فرار می کردند و به خط مقدم بر می گشتند تا حرف امامشان روی زمین نماند. جنبش دانشجویی کنونی بشدت از نبود یا کمبود و نداشتن و نرفتن به سمت الگویابی رنج می برد. "مستحب گرایی" بجای تکلیف گرایی و عمل به واجبات و فرامین ولی معظم فقیه؛ اجرایی زدگی و هیجانات مدیریت نشده دوران جوانی خار در پای دانشجویان متشکل شده است.

به کارهای زودپزی و ضربتی و زودبازده نباید عادت کرد بهتر بود بیرون سفارت و صبر بلند مدت و ساختار بندی و شرح وظایف معین و مشخص و پیش بینی سناریوها و سوء استفاده ها و بررسی شرایط ملی و بین المللی و در چارچوب رابطه و نظام امام و امتی حرکت صورت می گرفت. با این حال هنوز رگه هایی وجود دارد که پس از آزمون و خطاهای بسیار و مشاهده تیرهایی که به سنگ می خورد، مجددا دم از ورود به موارد مشابه آن هم بصورت راسا می زنند که مشخص است در انتقال درس ها و عبرت های این جنس از رویدادها موفق عمل نشده است.

 

::‌ خامنه ای و فراخوان های بی پاسخ

اگر این میل و اشتیاق به بالا رفتن از دیوار سفارتخانه ها یا کارهای فرعی و دسته چندمی، نصفش به بومی سازی علوم انسانی و نخبه پروری و جنبش نرم افزاری و جنگ نرم و ناتوی فرهنگی و وضع کرسی های آزاد اندیشی مان( که جای اشک ریختن بسیار دارد که آقا صدبار گفته اند و محدود به روابط قبل و حین و بعد از ازدواج شده است! چرا؟ چون ما خودمان از درون تهی هستیم چون اهل مطالعه نیستیم تا زمانی که خودسازی انقلابی نکرده باشیم نمی شود جامعه را انقلابی نمود) و سایر دل نگرانی های بنیادین ولی معظم فقیه، اختصاص داده می شد الان وضع موجود به مطلوب نزدیکی بیشتری داشت و نور علی نور می بود.

این قدر دغدغه های مبنایی و اساسی در راستای تمدن سازی اسلامی از سوی امام امت برای امت امام ترسیم و تعریف شده است که وقت هزینه تراشی نداشته باشیم البته اگر این فرامین را توقع زا و بیشمار و خارج از اراده نخوانیم و تلقی واجبات اجتماعی را از آنان داشته باشیم. رزمندگان دفاع مقدس نگفتند نمی شود، گفتند اگر هم شدنی نباشد، به اروند می زنیم تا به امام بگویند بچه ها به خط زدند تا لبخند رضایت را بر لب امام مان بنشانیم  و اینها راضیه مرضیه را صرف کردند.

 

:: تنقلات جای غذا را نمی گیرد

دغدغه های ما و دل نگرانی های رهبری و شرایط رخوت آلود پسا فتنه ای و رفع عذاب وجدان با کار فرعی بیشتر! بررخورد حذفی و گزینشی و تن دادن به نسبی گرایی در اجرای فرامین امام امت؛ نگاه غالب در جنبش دانشجویی عصر کنونی است و فراخوان های اصلی و اساسی مبتنی بر نیازهای نظام اسلامی، عمدتا توسط رهبری در جمع دانشجویان مطرح شده است نه مدیران و مسئولان و در وهله بعد با آنان جهت بسترسازی، طرح موضوع می گردد.

بعضی ها استاد خراب کردن حرف های خوب هستند! نمونه اش نوع برداشت هه و قرائت های هرمنوتیکی (چندگانه) و تفسیر شخصی مطالبات رهبر عزیز انقلاب اسلامی توسط بعضی از عناصر جنبش دانشجویی در راستای آسان سازی و ساده سازی و شاید هم پاک نمودن صورت مسأله خواسته های ایشان از بدنه دانشجویان معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی است.

 

:: انقلابی بودن؛ شوری است شیرین با درون مایه شعور. شعوری نشأت گرفته از انقلابیِ واقعی که تمام وجودش وقف اسلام بود:

مبارزه علی برای مکتب/سکوت علی برای وحدت/حکومت علی برای عدالت



""" سناریو """


بررسی سناریوی دشمن برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران؛ برگرفته از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (DownLod)

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>