| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
رفتارشناسی طیف افراطی مدعی اصلاحات که بعضی از نکته سنج ها از آنها به «راست افراطی» - بواسطۀ پیروی افراط گرایانه از مدل و مطلوب غرب- یاد کرده اند.
در فضای کنونی کشور قابل توجه است این جریان در یکی دو سال اخیر کمتر تمایل دارد که بنام «اصلاح طلب» خوانده شود. این گروه به خصوص در این مقطع به جذب بعضی از نیروهای سیاسی روی آورده است که اساساً با سابقۀ اصلاح طلبی میانه ای ندارند. شاخص ترین اینها، نیروهای سیاسی و اجتماعی «کارگزاران» می باشند که مایل نیستند با عنوان اصلاح طلب خوانده شوند. علاوه بر این، طیف افراطی یاد شده واقفند که باید پوست بیاندازند و نام جدیدی را برای خویش برگزینند تا خاطرات آندسته از نیروهایی که دورۀ 76 تا 82 –فاصلۀ انتخابات ریاست جمهوری هفتم تا انتخابات مجلس هفتم- را مطلوب ارزیابی نمی کنند، مکدر نشود.
این طیف در عین آنکه تلاش کرده است تا از خاطرات دورۀ یاد شده فاصله بگیرد در عین حال تعلق خاطر خود را به آن دسته از «دغدغه»هایی که برای غرب اهمیت دارد، حفظ کرده است؛ از اینرو همانگونه که آن دوست نکته سنج می گفت به معنای واقعی «راست و افراطی» هستند.
بخشی از عناصر همین گروه در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری دور نهم-خرداد84- از تشکیل «جبهۀ دمکراسی خواهی!» خبر دادند و به همۀ نیروهایی که مایلند برای «استقرار دمکراسی در ایران!» مبارزه کنند، فراخوان دادند واین درحالی بود که کسی را که بر صدر این عنوان نشانیده بودند، خود کاندیدای ریاست جمهوری بود و البته هیچگاه لازم ندیدند که توضیح دهند کاندیدای ریاست جمهوری نظام و دعوت به تغییر نظام چگونه جمع می شوند!!!
راستِ افراطی، جبهۀ دمکراسی خواهی را نه برای دمکراسی بلکه برای آن مطرح کرد که بتواند ظرفیت های مخالف نظام-اعم از دولت های مخالف جمهوری اسلامی و افراد وگروه های معاند- را جذب نماید. آنان در عین حال به یک بازی دوگانه-موافق و مخالف- دست زدند. حزب مشارکت رسماً به جبهۀ دمکراسی خواهی پیوست و سازمان مجاهدین انقلاب که والدۀ حزب مشارکت است، اعلام کرد که به آن نمی پیوندد.
جریان مزبور در عین حال چندان نتوانست قافیۀ دمکراسی خواهی را حفظ کند چرا که نتایج انتخابات 27 خرداد نشان داد که «شعار» دمکراسی و حقوق بشر، دیگر دل و دماغی از کسی برنمی انگیزد.
مدتی قبل وقتی یکی از اعضای برجستۀ حزب مشارکت از طرح دوبارۀ «آزادی» و «دمکراسی» در انتخابات آینده خبر داد یک عضو برجستۀ حزب کارگزاران برآشفت و الفاظ رکیکی را حوالۀ وی نمود!
این جریان در عین آنکه نمی تواند این شعار را کنار بگذارد چرا که باعث آزردگی حامیان خارجی و اپوزسیون می شود، در عین حال در داخل نمی تواند روی آن تبلیغ کند چرا که از یک سو با واکنش منفی نیروهای اجتماعی کشور مواجه شده و از سوی دیگر شکاف عمیق میان آنان را علنی تر می سازد و از همین رو ما شاهد کارکرد دوگانۀ روزنامه ها و سایت های این گروه هستیم. در روزنامه ها از «معیشت» می گویند، در سایت ها از «حقوق بشر و دمکراسی»!
اگر به مواضع هسته ای جریان افراطی یاد شده نظری بیاندازیم، درمی یابیم که این گروه در ملی ترین مطالبۀ ملت ایران به سمت حمایت از موضع خارجی ها می چرخند چرا که غرب حساسیت فوق العاده ای روی این موضوع دارد و در همان حال در ارتباط با نرخ تورم و گرانی- که غرب خواهان افزایش آن می باشد- به سمت حمایت از توده ها که متضمن مخالفت با افزایش نرخ تورم است، چرخش می نماید. راست افراطی از سوی دیگر تلاش می کندتا مطالبات و اعتراضات صنفی را به شکلی سیاسی و در تقابل با دولت معرفی کند و به آن دامن بزند تا در نهایت«خارجی»ها باور کنند که فضای کشور دگرگون شده است اما نه آنگونه که نظام آن را در مسیر عدالت خواهی و معنویت گرایی ارزیابی می کند.
کارکرد عینی این جریان در ارتباط با اهانت به مقدسات در دانشگاه امیرکبیر که تداعی کنندۀ نوعی کارگردانی بود و در همان حال کتمان نقش نیروهای مرتبط با خود در حوادثی از این قبیل از این نقش دوگانه حمایت می کند.
این طیف در طول چندین ماه گذشته تلاش کرده است تا رهبری جریان موسوم به اصلاحات را در دست بگیرد و در عین حال تا آنجا که امکان دارد این نقش را مخفی نماید. طرح ماجرای «مثلث اصلاح طلبی» و خط مقدم معرفی کردن سه روحانی وجیه المله در این راستا صورت گرفت درحالی که وقتی به بعضی از رخدادها نظیر آنچه در دانشگاه امیرکبیر رخ داد و یا صدور بیانیه های تسلیم طلبانه در برابر فشار هسته ای غرب و یا مواجهۀ خاص با دستگیری و سپس آزادی 15 نظامی متجاوز انگلیسی توسط پلیس ساحلی ایران نظری می اندازیم اثری از هدایت آن سه شخصیت نمی بینیم، با این وصف درمی یابیم که برخلاف تبلیغات سیاسی این طیف، عنان اختیار و تصمیم گیری جریان یاد شده کماکان در اختیار راست افراطی است که ترکیبی از مجاهدین، ملی مذهبی ها، مشارکت و...می باشد.(گرچه این سه روحانی در مواقعی عملکردهایی داشته اند که بر خلاف خواست نظام و مردم بوده است).
این جریان در سایت های خود دقیقاً با تبلیغات خارجی هماهنگ عمل می کنند(صحّت این گفته را خود می توانید با اندکی جستو جو دریابید) و به زحمت می توان فاصله ای میان آنچه ارتش آمریکا در شبکل فارسی تلوزیونVOA علیه ایران دنبال می کند با آنچه مثلاً سایت«روزنت» وابسته به مشارکتی ها علیه موضوعات متنوعی شامل مسائل هسته ای تا آبگیری سد سیوند و از بازداشت حسین موسویان خائن تا بازداشت هاله اسفندیاری خبرپراکنی می کند، قایل شد. این گروه به خیال خام خویش امیدوار است فشار خارجی ها- تحریم و تهدید به جنگ- تا آنجا تأثیر بگذارد که ایران گارد خود را به روی نیروهای افراطی باز کند و مخالفت با اساس نظام کم هزینه گردد.
بنظر می رسد راست افراطی از یک طرف روی ملتهب ساختن فضا تأکید خواهد کرد و از سوی دیگر با کتمان نقش خود و نیروهای مرتبط با خویش اذهان را به نقطۀ دیگری سوق می دهد. این خط را البته آمریکایی ها نیز دنبال می کنند.
راست افراطی، تفرقه گرایی را برای جبهۀ خود سم مهلک می داند و از همین رو انرژی زیادی را مصروف «حفظ توافقات» نموده است. آنان بخصوص در تعیین چهره های شاخص شهرستانی تلاش کرده اند تا مرضی الطرفین بودن بر عضو حزب مشارکت یا مجاهدین بودن، ترجیح یابد. برخلاف بعضی از اظهار نظرهای خوشبینانه، این گروه به پیروزی در انتخابات مجلس هشتم چشم دوخته است و گمان می کند با مخفی کردن تابلوهای اصلی و علم کردن تابلوهای فرعی و نیز با بهره گیری از روش دور زدن چهره های شاخص قادر خواهد بود یک فراکسیون قدرتمند که کاملاًً بر رفتار دولت و سایر نهادهای اصولگرا مسلط باشد را شکل دهند.
آنان در این میان گمان می کنند با استفاده از هواداران اصولگرای یک چهرۀ خاص- که مدعیان اصلاحات او را از خویش می شمرند و البته چنین نیست- میان اصولگرایان اختلاف و یا حتی نزاع بوجود آورند. البته اصولگرایان قبل از این اثبات کرده اند که بیش از آنچه تصور می شود، قدرت ساماندهی وضعیت درونی خود را دارند.
