X
تبلیغات
رایتل

موج انقلاب اسلامی و پیشگیری از موت اخترامی / بخش دوم

جمعه 11 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 10:18 ب.ظ

موت اخترامی (میرایی یک موج اجتماعی بواسطه موانع تحمیلی از پیرامون به درون آن و غیرذاتی) به لحاظ منبع ایجاد چالش برای انقلاب به دو دسته قابل تقسیم بندی است:

الف. موانع درونی موج انقلاب اسلامی

مشکلات، معضلات و دست اندازهای ایجاد شده با منشأ داخلی که ممکن است به دو صورت خودنمایی نماید. یکی توسط بدخواهان داخلی که عامدانه و با نقشه ریزی و طراحی قبلی و دارای ارتباطات نظم یافته با ضد انقلاب خارج نشین و نظام استکباری، قصد ایجاد صدمه، لطمه و ایجاد اخلال در روند تعالی انقلاب اسلامی را دارند و دسته دیگر افراد و جریاناتی که در دایره انقلاب قرار می گیرند اما بواسطه ضعف بصیرت، کاستی های ایمانی و فقدان درک و تحلیل صحیح از شرایط (اینها موانع درونی فرد است که در نهایت یک مانع بیرونی برای موج انقلاب ایجاد می نماید)، ناخواسته در کسوت پیاده نظام، آب به آسیاب دشمن می ریزند و با توجه به میزان اثرگذاری اجتماعی به عوام و خواص، تعبیر و طبقه بندی می شوند. طبیعتاً خطر عوامل مفسد داخلی بواسطه حضور در فضای جامعه و گاهاً ارتباطات حاکمیتی و بازوهای رسانه ای، قابل توجه تر خواهد بود بواسطه همین حضرت امام(ره) در سال های آغازین دهه 60 که کوران طراحی توطئه های داخلی و خارجی برای متلاشی سازی انقلاب اسلامی است، خطاب به کارگزاران و مسئولین نظام، بالاترین بیم و آسیب را برای جریان انقلاب اسلامی، ضعف نفس و فاصله گرفتن مسئولین و کارگزاران نظام از بدنه جامعه و به تبع آن تضعیف جایگاه و پایگاه مردمی انقلاب اسلامی بر می شمارند: "شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید شما هرچه خوف دارید، از خودتان بترسید...و مردمی بودن از دستتان برود." (امام خمینی(ره) 7/6/61)

 

 

فلذاست که در انقلاب رسول الله، مشکلات ایجاد شده از ناحیه برخی صحابه و نزدیکان ایشان که با تصمیمات خودسرانه خود، مسیر تاریخ را دگرگون و فرآیند و روند خلافت مسلمین را از ریل اصلی اش خارج و به قهقرا بردند، نمود چشمگیری دارد. نتیجه کوتاه مدت آن هم سال ها بعد با نهادینه شدن نوعی جاهلیت مدرن با پوسته اسلامی و محتوای متضاد و ناهمخوان با تعالیم و معارف و آموزه های اسلامی و نبوی، ظاهر شد. بنابراین، این خطر ممکن است در قرن21 و برای انقلاب ما نیز تکرار شود یعنی حفظ ظواهر و از کف دادن محتوا و برچیدن آرمان های والای انقلاب57؛ در چنین موقعیتی اصلاح امور سخت و با هزینه های گزاف همراه خواهد بود و شرایط شکننده و فساد عمومی حاکم نیز بر دشواری کار خواهد افزود. در نمونه ای تاریخی وقتی علی(ع) به حکومت رسید و قصد ساماندهی به بیت المال مسلمین و رسیدگی به فسادهای دوره های قبل را داشت، رجال سیاسی و بیماردلانی که رشد ناسالمی داشتند به او گفتند تو در بدر و احد از ما زیاد کُشتی! (احتجاج و استدلال این شخص، استناد به کشته های کفار در نبردهایی بود که علی در کنار رسول الله، جهاد می کرده است! چه شد که حکومت به دست اینها افتاد؟) چکار به فساد مالی قبلی ها داری، از زمان خلافت خودت شروع کن! حضرت با آنها کنار نیامدند و شد حرب جمل! یعنی عامل اصلی براه اندازی جمل توسط برخی صحابه و نزدیکان پیامبر(ص)، مسائل سیاسی نبود بلکه ریشه اصلی آن، زیاده خواهی اقتصادی و درخواست ویژه خواری بود.

امیرالمؤمنین علی(ع) مجبور شد برای برچیدن فساد اقتصادی، فساد عقیدتی و فساد سیاسی به ترتیب سه جنگ جمل، نهروان و صفین را در کارزار، پیاده سازی کند و حذف این مؤلفه های نامطلوب که در طول زمان ایجاد شده بود، وقت و توان زیادی را به خود اختصاص داد چراکه این شجره خبیثه در بدنه امت اسلامی ریشه قطوری دوانده بود. فلذا بسیار بهتر است که انقلاب اسلامی، با برآورد صحیح، آینده نگری و دوراندیشی و پژوهش در آینده، نسبت به سالم سازی محیط اقتصادی، سیاسی و عقیدتی جامعه و همچنین زیر نظر گرفتن حرکات و مهره چینی های دشمن، پیش بینی و با شکل گیری انحرافات در ابتدای راه برخورد شود تا با هزینه حداقلی، معضلات و آسیب ها مرتفع و ادامه حیات انقلاب اسلامی، بیمه شود. برخی مفاسد و خطرات داخلی تهدیدکننده انقلاب اسلامی:

- رعایت مرزبندی و اصل خودی و غیرخودی: خودی ها کسانی هستند که امام، راه امام و وصیت نامه امام را قبول دارند، استقلال ایران برایشان مهم است؛ غیرخودی و خارج از دایره کسانی هستند که مشتاق سلطه آمریکا هستند کسانی که در خانه برای دزد کمین گرفته کار می کنند، بلندگوی اهداف و افکار دشمنان ملت ایران است. نفوذ غیر خودی ها با نقاب خودی (نفاق)، از صدر اسلام تا کنون موارد بیشماری را به خود اختصاص داده است و خطرشان به حدی است که در قرآن یک سوره به آنها اختصاص داده شده است. خطر شرک مشخص است اما نفاق همچون حرکت مورچه سیاه در دل شب و روی سنگ سیاه است که تشخیص وجود آن تا زدن ضربه بر پیکره حق، کشف نمی شود: "عده ای خلف وعده با خدا کردند، این موجب شد نفاق در دلهایشان بوجود بیاید یعنی انسان گناهی انجام می دهد این گناه انسان را  به وادی نفاق می کشاند... اینجا که می بینید یک عده ای در مقابل دشمن منهزم می شوند، طاقت نمی آورند، نمی توانند ایستادگی کنند، بخاطر آن چیزی است که قبلا از آنها سر زده است. باطن خودشان را با گناه و با خطا، خراب کرده اند. لغزش ها انسان را فاسد می کند. این فساد، به انحراف در عمل و گاهی به انحراف در عقیده منتهی می شود. این هم به مرور پیش می آید... علاجش هم مراقبت از خود است." (رهبر معظم انقلاب اسلامی 20/6/88)

- شیوع فساد اقتصادی در جامعه بصورت عام و بین مسئولین بصورت خاص منجر به توسعه فساد سیاسی و اخلاقی، صلب اعتماد مردمی و تزلزل بنیان های ارزش های مورد قبول جامعه و در نهایت بی هویت سازی آن خواهد شد.

- نقش خواص سیاسی و مذهبی از آنجا دارای اهمیت است که بواسطه پیوند با مردم، در صورت ایجاد انحراف در آنان، بخشی از جامعه به دنبالشان خواهد رفت. (عموماً فساد از بالا به پایین و صلاح عمدتاً از پایین به بالا نشر و تکثیر می یابد)

- غرور ناشی از پیروزی های 30 ساله انقلاب، نافرمانی از فرامین فرماندهی انقلاب، توجه به مادیات و گرفتار شدن در تور شایعات و جنگ روانی دشمن جزء خطرات بالقوه ای است که ماهیت وجودی انقلاب را می تواند مورد تهدید و آسیب قرار دهد.

- آفات اشرافیگری، دنیا خواهی، راحت طلبی، محافظه کاری و عافیت طلبی سبب شکل گیری خودخواهی در جامعه خواهد شد در حالی که مبانی اسلام توجه ویژه ای به اصل دیگرخواهی دارد.

- مبنا قرار دان منافع شخصی بجای منافع انقلاب و ترس از عده و عُده دشمن سبب اتخاذ مواضع دوپهلو و میدان دادن به دشمن کمین کرده و آوردن پای تعصبات و حساب های شخصی در موضوعات و مباحث ملی و سرنوشت ساز خواهد شد.

- معاندین و نیروهای سیاسی مخالف (اپوزوسیون) در صدد ایجاد حاشیه سازی و غائله آفرینی های مهندسی شده و برهم زدن جو و فضای منطقی در کشور، بسط تسامح فرهنگی، فرقه سازی، تفکیک و جداسازی و تجزیه فکری و حزبی ملت و ایجاد چند پارگی و قطبی سازی جامعه هستند.

- خطر عدم تکمیل منظومه فکری و نظری انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف و لنگیدن در بعد نرم افزاری و نقصان در گام بعد یعنی پرورش کادر همتراز متناسب با نرم افزار تعریف شده.

- خطر تغییر شاخص اصلی نظام اسلامی (ولی فقیه) با ایجاد، معرفی و بزرگ نمایی شاخص های بدلی و موازی، با هدف ایجاد سرخوردگی و چنددستگی بین مردم.

- فشار رسانه ای مسموم در سطح جامعه توسط تبلیغات چی های داخلی از بیرون فضای حاکمیتی و تلاش عده ای از خودفروختگان داخلی برای نفوذ به درون ساختارهای حاکمیت و پیگیری مواردی همچون: تلاش برای ایجاد و القاء حاکمیت دوگانه در کشور، تضعیف جایگاه ولایت فقیه، بحران آفرینی در زمین جمهوری اسلامی با تاکتیک براندازی در سکوت (مواردی همچون کنفرانس ضدانقلابی برلین، ارائه لوایح دوقولو به مجلس، تحصن مجلس ششم و تبدیل خانه ملت به خانه امن و تیمی ورشکستگان سیاسی و ضدانقلاب و ضدخلق نشاندار، راه اندازی قتل های زنجیره ای، مدیریت شبکه عنکبوتی روزنامه های زنجیره ای، سازماندهی غائله18 تیر 78 کوی دانشگاه، سفرهای پنهان و آشکار تئوری پردازان براندازی به تهران، پروژه نافرمانی مدنی و جامعه مدنی با رویکرد لیبرال دموکراسی اسلامی، پروژه باند نوارسازان، ...) که هریک برای ریشه یابی و واکاوی، نیاز به مقاله تحلیلی جداگانه ای دارد. روند هجمه و تهاجم به ارزش ها و مبانی دینی و انقلابی تا آنجا پیش رفت که صدای اندیشمندان بیگانه را هم درآورد! الکساندر آلدره، نویسنده فرانسوی: "من در هیچ کجای دنیا و در هیچ انقلابی از انقلاب های تاریخ ندیده و نشنیده ام که روشنفکران یک جامعه در کشاکشی ویرانگر، بنیانهای پولادین جامعه خود را با پتک تحلیل ها و رفتارهای سیاسی در هم بکوبند، اما این اتفاق بی سابقه در انقلاب ایران در حال انجام است!" (طرح های مدون آمریکا علیه انقلاب و مردم ایران/ص27)

- تلاش تجدیدنظرطلبان برای رابطه با آمریکا و پاکسازی حافظه مردم نسبت به جنایات و خیانات آمریکا با طرح جایگزینی روسیه و چین.

- جریانات داخلی وابسته و دگراندیش سالهاست تربیت روحانیون سکولار را در راستای ترویج و تبلیغ اسلام غیر سیاسی و سکولاریستی، در دستور کار خود قرار داده اند.

- تاکید بوقچی های سکولار بر اسلام فردی، اسلام رحمانی و اسلام انجمن حجتیه ای بجای اسلام اجتماعی در جهت محدودسازی اسلام مقاومتی. علت العلل انحطاط مسلمین پس از پیشرفت عظیم علمی و تمدنی مسلمانان، فراموشی اسلام اجتماعی و حصر کردن اسلام در چارچوب خانه ها بود و همه عقب ماندگی ها و سیطره دشمنان و تفرقه ها غالباً از این نقطه آغاز شد که شروعش با منع تدوین حدیث در صدر اسلام توسط خلفا کلید خورد اما اثرات دامنه دارش سال ها بعد در جهان اسلام خود را نشان داد و در دوران عباسیان کار به جایی رسیده بود (بویژه بعد از مأمون) که حتی ناموس مسلمین در روز روشن توسط سربازان ترک مورد تعدی و تجاوز قرار می گرفت و فریادرسی نبود. امام راحل در دی ماه 57 به شبهات پیرامون رابطه و نسبت اسلام و سیاست پاسخ می دهند: "این حرف ها که دین از سیاست جداست و امثال این حرف ها در منطق اسلام نیست. فعالیت سیاسی یکی از وظایف مذهبی مسلمانان است." (امام خمینی(ره)23/10/57)

- حفظ و تقویت خاصیت خودپالایشی انقلاب که آن را بر ذوب ناخالصی های وارد شده، توانمند می سازد. این ویژگی تا زمانی که پیروان و سران (عوام و خواص) بر محور اصالت اسلام قرار داشته و عمل نمایند و پای علم اسلام سینه بزنند، مداوم و مؤثر خواهد بود. شجره طیبه انقلاب اسلامی، اصلش ثابت است اما شاخ و برگش گهگاهی نیاز به هرس یا قلمه و پیوند دارد تا بقاء درخت انقلاب تضمین گردد. در صورت تضعیف این قابلیت، نظریه فرزندان انقلاب خوار، عملیاتی و فراگیر خواهد شد (شاید در انقلاب ها یا شبه انقلاب های مشابه، انقلاب، فرزندان خود را پس از مدتی ببلعد اما طبق تجربه و مشاهدات عینی، این روند در انقلاب ما برعکس بوده است!) و آنچنان آب گل آلودی برای چتر نیروهای مخالف و معاند سیاسی مهیا می شود تا برای خود ماه عسلی برای نابودسازی و تضعیف انقلاب راه بیاندازند ولذا لزوم طراحی و بروزرسانی سیستم های کنترل داخلی نظام، امری حیاتی به نظر می رسد. (برای مثال تاکتیک نظامی ایالات متحده آمریکا در سال 2013 از برخورد اتمی به حمله بلادرنگ و نقطه ای به تهدید، تغییر یافته است)

- خطر تغییر آرمانها و اهداف اول انقلاب و حداقلی سازی انقلاب و زدن شاخ و برگ نظام و در مرحله بعد زدن تنه اصلی یعنی همان کاری که در دوره موسوم به اصلاحات برای تضعیف نهادهای وابسته به نظام به جد پیگیری می شد و سناریوها و نقشه های زیادی در این بین اجرایی و عملیاتی گشت که با اثرات آن با تدابیر رهبر انقلاب و هوشیاری و حضور به موقع مردم تا حدی خنثی سازی شد.

- اقدامات سازمان یافته سال های 84-1376با زمینه سازی ها و ایجاد بستر در دوره 8ساله تکنوکرات های کارگزارانی و در قالب شکل گیری و صورت بندی حلقه های فکری-فلسفی و فرهنگی همچون حلقه کیان، انجام شد یعنی با یک برنامه میان مدت و دارای فنداسیون و شاکله فلسفی و فرآیند تربیت نیروی تجدیدنظر طلب.

- انحراف تدریجی یک مهره سیاسی همانند دندان پوسیده ای است با ظاهر خوب اما میزان سلامت آن در سختی ها و زیر فشارها مشخص می شود که تاب نمی آورد و بند انقلاب را آب می دهد.

- خطرناپذیری و حاشیه نشینی و زدن برچسب افراطی گری به سایرینی که در میدان حضور دارند برای توجیه سستی خود (خودشاخص پنداری) توسط برخی انقلابیونی که دچار استحاله شده اند، مثل ابوموسی اشعری که در صفین به نفع هیچ کدام از طرفین وارد میدان نشد و می گفت علی و معاویه هر دو اشتباه می کنند و آنچه من می گویم درست است؟! این شیوه برخورد با رویدادهای سیاسی-اجتماعی در دوران معاصر ما هم در بین عوام و رجال سیاسی به خوبی دیده می شود و یک خط و جریان در تاریخ برای خود دست و پا کرده است!

- موانع دفاع از حقوق انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف: عافیت طلبی، هوای نفس، شهوات، منافع شخصی و لجاجت بوده است.

- خطر قانون شکنی و خروج از مسیر های تعریف شده قانون و در پیش گرفتن روش هرج و مرج طلبی (آنارشیسم) برای تأمین خواسته های جناحی و فردی خود.

- ترویج ایده های ناسیونالیستی و ملی گرایانه به منظور تضعیف پایگاه ام القرای جمهوری اسلامی و ناامیدی ملت های اسلامی.

ب. موانع بیرونی موج انقلاب اسلامی

عبارت است از خطرات تحمیلی محیط پیرامونی بوسیله دشمنان خارج از مرزهای جغرافیایی و سرزمینی با روش های مختلف مداخله گری. طراحی های دنیای غرب علیه انقلاب مبارزاتی ایران، اظهر من الشمس است و طرح های مدون خود علیه ملت ایران را بی پروا و گستاخانه اعلام می دارند! که ما حمایت کردیم، تأمین مالی می کنیم و باید رژیم را تغییر داد!

- راهکار نوین مفسدین خارجی برای گردآوری و تجمیع قوا مخالفین مردم و نظام ایران اسلامی، ائتلاف سفید مخالفین انقلاب اسلامی است که با تمرکز روی اشتراکات بجای نقاط اختلافی با هدف بی ثبات سازی و انهدام نظام جمهوری اسلامی با ابزار تشکیل دولت در تبعید، تخصیص بودجه های کلان مالی برای مخالفین سیاسی داخلی و خارج نشین، پرونده سازی بین المللی(هسته ای، تروریسم، حقوق بشر)، ترورهای کور و هدفمند، تحریم های وسیع اقتصادی، بی ثبات سازی سیاسی، تهاجم و شبیخون فرهنگی، اندلسی سازی اجتماع، گستردن تور اطلاعاتی برای نخبگان، ناامید کردن مردم از چشم انداز آینده، تغییر شاخص برای انجام عملیات فریب، نفوذ به دانشگاه و حوزه علمیه و حتی زیر سیستم های اجتماعی مثل مدارس و منازل، ایجاد تیم های سازمان یافته فساد، ترویج اعتیاد، رفاه طلب کردن مردم، تحمیل سیاست های جهانخواران در قالب کمک های مالی بین المللی، جنگ نرم و عملیات روانی سازمان یافته، ترویج اسلام آمریکایی (مهم ترین عامل)، تلاش برای تغییر رفتار و مواضع و اهداف ایدئولوژیک نظام، طرح ریزی برای فروپاشی از درون؛ صورت بندی می گردد.

همه این تلاش ها و تدابیر ضد اسلامی و ضد ایرانی زمانی باورپذیرتر می گردد که بیاد بیاوریم با یک دشمن زخم خورده و منافع از دست داده، در حال مقابله هستیم؛ سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران: "این انقلاب و پیشامدهای آن، وضعیت ما را نابود کرد و افراد ما را پراکنده ساخت و سازمان و روش های باثبات ما را به هیچ و پوچ تبدیل کرد." (اسناد لانه جاسوسی/ج3/ص94)

در همین راستا مناخین بگین، نخست وزیر اسبق رژیم اشغالگر قدس چنین ترس و واهمه خود را از انقلاب اسلامی نشان می دهد: "انقلاب اسلامی ایران، آنچنان زلزله ای در جهان ایجاد کرد که هیچ قابل پیش بینی نبود و بیشترین خسارت را ما در این نقطه خواهیم خورد." (انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در جهان/ص47)

رهبر فقید انقلاب اسلامی با علم به این مطلب که نظام استکبار به این سادگی ها دست از تجاوز و تعدی و سنگ اندازی در مسیر انقلاب بر نمی دارد، مردم و مسئولین را به صبر و تحمل انقلابی فرامی خواند:"باید به مردم گوشزد کنید که لازمه انقلابی بودن، تحمل سختی هاست و اگرچه ما خسارات زیاد دیده ایم لکن این خسارت ها آیا به آنهمه عظمت های انقلابی نمی ارزد؟ درحالیکه شهادت حضرت سید الشهداء از همه خسارت ها بالاتر بود ولی چون او می دانست که چه می کند و کجا می رود و هدفش چیست، فداکاری کرد و شهید شد و ما هم باید روی آن فداکاری ها حساب کنیم که سیدالشهداء چه کرد و چه بساط ظلمی را به هم زد."(امام  خمینی(ره)22/7/61)

ملت ایران تنها ملتی است که آمریکا و استکبار را به این حد تحقیر و به خاک مذلت و بدبختی کشانده است تا آنجا که در مراسم تودیع های خود، عقده دل و کار زمین مانده شان را زمین زدن انقلاب اسلامی ایران، عنوان می نمایند.

- استراتژِی براندازی با هیاهو (سخت) به براندازی در سکوت و فتنه سازی (عملیات روانی و گرفتن قدرت تحلیل از مردم) با مدل های متنوع کودتاهای رنگین که عمدتاً در اروپای شرقی و آسیای میانه و قفقاز  موفق به پیاده سازی آن شده اند، تغییر یافته است.

- هدف اصلی تهاجم شیطان بزرگ، حذف و مشروعیت زدایی از ولایت فقیه بوسیله جنگ روانی از طریق شبه روشنفکرهای واداده می باشد؛ تامس پرن موتر، استراتژیست آمریکایی می گوید: "هدف واقعی دولت ایالات متحده آمریکا باید مهار سیاسی-اقتصادی و از همه مهم تر روانی و ایدئولوژیک ایران باشد زیرا تنها راه برانداختن حکومت اسلامی ایران، مبارزه سیاسی از طریق سازماندهی جنگ روانی روشنفکرانه برای تغییر ماهیت جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ حاکم بر جامعه ایران است. این جنگ روانی باید ولایت فقیه را هدف قرار دهد." (استراتژی سلطه/ص75)

ادوار شرلی هم در این رابطه می گوید:"کلید اصلی ایجاد تغییر بنیادین در ایران، از بین بردن نفوذ روحانیون و عقاید انقلابی است. اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد آن وقت می توان گفت تغییر ایجاد شده است." ( طرح های مدون آمریکا علیه انقلاب و مردم ایران /ص24)

- یکی دیگر از اهداف اساسی دشمنان، اسلام زدایی و جایگزینی آیین های خنثی بجای آن می باشد؛ سرگئی گورکیان، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک روسیه معتقد است: "من اسنادی را در غرب دیدم که آنها تلاش می کنند، کشور شما و جامعه شما را نابود کنند و شما باید هوشیار باشید. هدف اصلی آنها کم رنگ کردن و بی اعتبار ساختن اسلام است. اگر بتوانند به ایدئولوژی شما ضربه بزنند کشورتان را متلاشی می کنند." (طرح های مدون آمریکا علیه انقلاب و مردم ایران/ص23)

- پیگیری طرح های اسلام منهای روحانیت، جداسازی و انفکاک مردم از حکومت اسلامی و همچنین طرح ریزی تهاجم فرهنگی (ناتوی فرهنگی یا شبیخون فرهنگی) جهت نابودسازی زیرساخت های فرهنگی-اجتماعی مردم که همچون سدی در برابر زیاده خواهی آنان قد علم کرده؛ در زبان طراحان و معماران فروپاشی از درون، زیاد به چشم می خورد؛ پروفسور رونالدانیک هارت، استاد علوم سیاسی دانشگاه میشیگان: "ما از NFS درخواست کرده بودیم تا درباره تغییرات فرهنگی نظام های عقیدتی، مطالعه ای تطبیقی انجام دهد و هزینه این کار را بر عهده گرفتم." (طرح های مدون آمریکا علیه انقلاب و مردم ایران /ص60)

- گزینه حمله نظامی پیش دستانه و کودتا هم بعلت وفاداری مردم به انقلابی که خودشان آن را ایجاد و محافظت نموده اند نشدنی است مگر زمانی مؤثر است که با اهرم های فشار اقتصادی و روانی، حمایت های مردمی از نظام برداشته شود و در قدم بعدی ضدفرهنگ ها در جامعه منتشر و آن را از درون تهی نمایند و در آخر با یک ضربه کار تمام شود مثل برادران مسلمانمان در اندلس! (اندلسی سازی و لزوم دشمن شناسی و شگردشناسی آنان: مسیحیان به حکومت 200 ساله مسلمانان بر بخشی از اروپا با ترویج فساد جنسی و مشروب خواری بین جوانان مسلمان، با یک حمله نه چندان سنگین پایان دادند. همین روش امروزه در قالب تهاجم و شبیخون فرهنگی، تعبیر شده و ابزارهای دشمن هم بسیار متنوع تر و مؤثرتر از قبل شده است)

اسد همایون، ضد انقلاب فراری و از همکاران سازمان سیا و پنتاگون در آمریکا می گوید: "باید روی کودتا قلم قرمز کشید؛ زیرا با وجود حمایت های مردمی از جمهوری اسلامی ایران امکان کودتا وجود ندارد. موج نظامی و جنگ مسلحانه هم فایده ای ندارد؛ باید مردم را برانگیخت."

حضرت امام روح الله الموسوی الخمینی(ره) این ترفند دشمن را تا زمانی که مردم بر اصول اسلامی خود پای فشاری نمایند ناممکن می دانند: "شما گمان می کنید که خارجی ها و اذناب آنها در این کشور کودتا می کنند؛ نمی کنند چون نمی توانند. کشوری که همه اش برای شهادت، نمی توانند که آنها در اینجا وارد بشوند لکن از داخل ما را می پوسانند." (انتخابات مجلس از نگاه امام/ص73)

- یارگیری از داخل و تأمین مالی و تبلیغاتی انگل های داخلی وابسته (به تعبیر امام راحل)

- جبهه غربی با بیش از 2500 اندیشکده که از افراد متنفذ سیاسی، چهره های علمی و استراتژیست های کهنه کار، شکل گرفته در حال طراحی نقشه و ارائه راهکار مشورتی جهت تسهیل حرکت ماشین جنگ و سلطه سیاسی و فرهنگی نظام لیبرال غربی بر جهان است و برنامه های برآوردی و آینده پژوهی عمیق و همه جانبه ای را پی می گیرند که بخش کوچکی از این تلاش ها در پایگاه های اطلاع رسانی این اندیشکده ها و اتاق های فکر و اندیشه ورز، منتشر می شود. با این حال در کشورهای مورد هجوم، توطئه ای به نام توهم توطئه را برای چپاول راحت تر ملت ها تبلیغ می کنند تا با غافل نمودن ملت ها، براحتی منابع و ذخائر آنان را به تاراج ببرند. اسناد دخالت فتنه سازماندهی شده88 مثل کودتای آمریکایی-انگلیسی 28مرداد سال 1332 که بعد از 60 سال منتشر شد، نشر خواهد یافت تا مردم و نسل آینده به طراحی پیچیده دشمنان بیش از پیش واقف شوند.

- جنگ سرد و گرم همه جانبه علیه انقلاب اسلامی ایران در همه ابعاد و حوزه ها و دشمنی معترف به این واقعیت که نمی توانیم نابود کنیم و گرنه می کردیم که دشمنی آنان را نشان می دهد و در عین حال ناتوانی آنان را.

- یاوه گویی های امپراتوری خبری صهیونیسم در محورهای چهارگانه: علیه ایران اجماع جهانی است، ایران تهدید جهانی است، ایران ناقض حقوق بشر است و در صدد ساخت بمب اتمی است؛ با زبان های مختلف و ترفندهای گوناگون با کولی بازی های تبلیغاتی در دنیا تکرار می کند. این ملتی است که همه دستگاه های استکباری جهان علیه آن کمر بسته اند و هم قسم شده اند و نتوانسته اند آن را شکست بدهند و به زانو در بیاورند. ایران در بحث هسته ای نماینده کشورهای جهان که طالب این فناوری برای تأمین آینده خودشان هستند، هست و با انحصار فناوری در چند کشور مخالفند. اجماع، بین چند کشور انحصار طلب سیاسی است که اجماعشان فاقد ارزش است. تیغ آمریکا در دنیا کند شده است باز هم تهدید می کند و منفور ملت ها هستند. (برای نمونه در آمریکای لاتین، کاندیدها با شعار ضدآمریکایی روی کار می آیند)

- تحریم مالی و نفتی، اهرم فشار می شود چراکه دشمن تشخیص داده که در این نقطه ضعف داریم و برای آن طراحی می کند. این دسیسه چینی ها از فرهنگ تا بنزین! را در بر میگیرد هرجا خطمان دچار رخنه شود. هدف تحریم های اقتصادی برخلاف ادعای آمریکا مبنی فشار بر دولت ایران؛ ایجاد نارضایتی در بین مردم و جداسازی مردم از حاکمیت و انهدام نظام اسلامی است بطوریکه دماتو، رئیس کمیسیون بانکداری مجلس آمریکا، طی سخنرانی در مجلس اعلام کرد:" فشارهای اقتصادی بر ایران مؤثر بوده است و آثارش در اوضاع داخلی ایران طبق گزارش های سیا مشاهده می شود بنابراین لازم است تحریم ها تشدید گردد و میان دولت آمریکا با کنگره و مجلس سنا هماهنگی بیشتری صورت پذیرد." (استراتژی سلطه /ص204)

جبهه کفر تحریم را در راستای سرنگونی نظام در قالب مدل و الگوی سال 57 بیان می کند یعنی با همان شیوه ای که انقلاب با آن شکل گرفت و رژیم تمام وابسته و پوسیده و متعفن ستم شاهی پهلوی، با حضور گسترده مردم و به دست آنها برچیده شد. در این راهکار، دو حرکت نیاز است یکی جداسازی مردم از نظام و پشتوانه زدایی از نظام (اجرایی نمودن راهبرد قدیمی پراکنده سازی مردم از گرد محور انقلاب اسلامی) و دوم قرار دادن مردم در مقابل نظام اسلامی . (پروژه های تقلب، تجاوز و کشته سازی فتنه 88 در همین راستا طراحی و اجرا شد)

- وادارسازی جمهوری اسلامی به رهاسازی مبانی و اصول و فروض ایدئولوژیک خود و شکستن سد مقاومت در جهانی.

- فرقه سازی های دروغین و ترویج عرفان های کاذب نوپدید و تغییر ذائقه عقیدتی جامعه، شگرد دیگر دشمن در انهدام  تفکرات اسلامی و ایجاد تزلزل در بنیان فکری-خانوادگی افراد و به تبع آن تسخیر ذهن افراد برای خنثی سازی کنشی آنان (ایجاد حالت هایی مثل به من چه و به تو چه) و حتی نیروگیری از آنان در اردوگاه خود، می باشد.

- پیگیری روند خاموش تغییر ارزش های جامعه و هنجار شدن ضدهنجارها و کمرنگ سازی ارزش های اسلامی و ایرانی.

- دستاویزهای حقوق بشر، هسته ای و تروریسم و پرونده سازی های مکرر و مستمر برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و مردم ایران برای انتخاب گزینه عقب نشینی و بالا بردن پرچم سفید و زمینه سازی برای الحاق ایران به اقمار سیاسی خود. مرعوب نشدن مسئولین و عدم اتخاذ موضع منفعلانه در این حوزه ها، مانع زیاده خواهی آنان می شود.

- نظم نوین جهانی (سکولاریزه سازی جهان) با روکش سبک زندگی آمریکایی و با هدف تهی سازی جهانیان از عقاید مذهبی و ادیان توحیدی و دنیاطلبی بشر و آخرت ستیزی از سوی دنیای غرب در حال پیگیری است و در این بین با تهاجم به قطب های فرهنگی و حتی خرده فرهنگ ها در صدد نابودی و همسان سازی ملت ها با معیارهای غربی می باشند.

- عقب ماندگی علمی و وابستگی اقتصادی به معنای دادن سرنخ تحولات سیاسی داخلی به خارجی هاست و به بهانه های مختلف مثل تخصیص وام های بین المللی باید تغییرات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مد نظر زورگویان اجرا شود.

- مبارزه و محو ارزش های جامعه و نیز جنجال آفرینی و برهم زدن آرامش کشور، در پوشش فعالیت های رسانه ای شبکه ای از دیگر شگردهای جبهه استکبار بشمار می رود که از جمله شیوه های مهار بدون تنش می باشد، سال هاست در دستور کار مخالفان سیاسی داخلی و ضدانقلاب قرار دارد؛ هنری پرکت، مسئول سابق امور ایران در وزارت امور خارجه آمریکا در مورد روزنامه های زنجیره ای وابسته به اصلاح طلبان چنین معتقد است: "اگر موجی که در مطبوعات اصلاح طلبان ایران با تز امکان ارتباط با آمریکا شروع شده و حالا به تردید در اساسی ترین وجوه انقلاب اسلامی، مشغول است بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طرف ولایت فقیه را بر کشتی تردید سوار کند، بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد." (استراتژی سلطه /صص76و77)

- دول متخاصم غربی در صدد محدودسازی ، محکوم سازی و برچیده سازی توان هسته ای و سایر فناوری های راهبردی انقلاب اسلامی هستند و در موارد دیگر هم قدم به قدم پیش می آیند بنابراین عقب نشینی در مقابل مستکبر، او را راضی نخواهد کرد بلکه بر اشتهایش خواهد افزود و باید قاطع و منطقی برخورد کرد.

- تلاش مستکبران در جهت دوقطبی سازی جامعه و قرار دادن مردم در مقابل یکدیگر در بیانات رهبر عزیز انقلاب اسلامی؛ به این صورت قابل رصد است: "یکی از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند... یک بهانه ای مثل بهانه انتخابات را پیش بکشند، ایجاد تردید کنند، دلها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند، بعد در میانه، عناصر دست آموز مغرض معاند را به کارهای خلاف وادار کنند و مسئولین کشور نتوانند تشخیص بدهند کی بود، چی بود، چی شد. این جزء طرح های اساسی است." (4/9/88)

رئوس دیگر ترفندها و دسیسه های دشمنان برای مقابله و مواجهه با انقلاب اسلامی بشرح زیر است:

- ایجاد اخلال در همگرایی ملی

- ایجاد تفرقه میان کارگزاران نظام

- ایجاد حس بی اعتمادی و نارضایتی سیاسی عمومی نسبت به حاکمیت

- ایجاد شکاف میان نظام نخبگانی و نظام سیاسی

- تلاش برای برپایی قرائت های مختلف از دین (هرمنوتیک)

- تضعیف اسلام انقلابی و به موازات آن ترویج و مشروعیت  بخشی به آیین های انحرافی و عرفان های کاذب نوظهور (پلورالیسم دینی)

- طراحی شبهه برای زمین گیر کردن گفتمان انقلاب اسلامی

- مأیوس جلوه دادن مردم

- فلسفه بافی برای القاء ناکارآمدی نظام

- سیاه نمایی تمام سفیدها

- ایجاد چالش های امنیتی برای نظام

- حمایت مالی و تبلیغاتی غرب از ضد انقلاب داخل نشین

- کشاندن موج بی ثبات سازی سیاسی منطقه به داخل مرزهای کشور

- جنگ نیمه سخت سیاسی و اطلاعاتی از طریق فشارهای دیپلماتیک

- سرمایه گذاری روی قومیت ها و مذاهب و بزرگ نمایی تفاوت های فرهنگی و مذهبی جهت برداشت های واگرایی در کشور

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo