X
تبلیغات
رایتل

خاتمی پایانی بر یک آغاز-بخش اول

یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 11:56 ق.ظ

 

بالاخره سیاست ناز و کرشمه آقای سید محمد خاتمی هم تمام شد تا سران جریان موسوم به اصلاحات یک بار دیگر توان خود را را  در "یه قول دو قول" و بازی با ملت نشان بدهند افرادی که باید بجای واژه مقدس" اصلاح طلب" به آنها" اصطلاح طلب" گفت؛ جریانی که در دوم خرداد سال 76 با شعار آزادی و اصلاحات توانست سوار بر رای مردم شود و خود را به قدرت برساند. اما باید متذکر شد که اصل اصلاح طلبی گرایشی مقدس در وجود همه انسان هاست البته تا زمانی که به یک ژست سیاسی و وسیله ای برای فریب افکار عمومی تبدیل نشده باشد. 

  

در سال 76 زمانی که این قشر جدا از ملت با تفکرات عمدتا سکولارشان فرمان مدیریتی قوه مجریه را در دست گرفتند در جواب این سوال که برنامه شما برای اداره و پیشرفت کشور چیست؟ به هم نگاه می کردند و احیانا سری هم تکان می دادند و می گفتند که پیروزی برای ما غیر مترقبه بوده و هنوز برنامه مدونی نداریم و تا مدت مدیدی در یک گیجی آشکار غوطه ور بودند وقتی هم که کیک  پیروزیشان را خوردند  و بخود آمدند بجای برنامه ریزی جهت آبادانی کشور و ارتقای سطح زندگی مردم، شروع کردند به تمهید و مقدمه چینی  برای براندازی نرم و گاها سخت علیه نظام در حوزه های مختلف.     

 در دولت اصلاحات بود که به نام آزادی ولی به کام عده ای منحرف و از خدا بی خبر اصل وحی، قرآن، حادثه کربلا، معصومیت امامان(ع)، اصل ولایت مطلقه فقیه، قانون اساسی و... به چالش کشیده شد و مورد تندترین و بی اساس ترین هتاکی ها و پرده دری ها قرار گرفت و به این لیست اضافه کنید دسیسه های: تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان دوم خردادی(مدعیان اصلاحات) نمایندگانی که مردم آنها را انتخاب کردند برای احقاق حقوق خود نه برای ایجاد تشنج و درآوردن ادا و اطوار!، غائله 18 تیر سال 78 به منظور تضعیف نیروی انتظامی، کاهش بودجه ارتش و در تنگنا قرار دادن بسیج جهت تضعیف قدرت دفاعی کشور مقابل هجوم احتمالی دشمنان قسم خورده، ایجاد تنش در لایه های مختلف جامعه و براه انداختن قتل های زنجیره ای و تبدیل دانشگاه به میدان جنگ روانی و فیزیکی و به ناامنی کشاندن این مهره کلیدی جامعه و... 

 

در مساله هسته ای در زمان دولت اصلاحات کار به تعلیق کشیده شد و 30سانتریفیوژ نمادین و آزمایشگاهی ما را هم از کار انداختند و حتی این رویه تسلیم طلبانه اینان کار را به جایی رساند که غرب خواهان حذف دروس هسته ای ما در دانشگاه ها هم شد! در مساله سیاست خارجی، در خلال سال های 76 تا 84 اصلاح طلبان به بهانه تنش زدایی با جامعه بین المللی، به نوعی خود را در موضع ضعف و زبونی در برابر دول غربی قرار دادند در صورتی که طبق مانفیست امام(ره) باید در قبال مساله صدور انقلاب موضعی تهاجمی داشت نه اینکه گارد خود را برای دشمن باز کنیم و بگوییم بیا بزن! به عنوان یک ایرانی هیچ وقت یادم نمی رود وقتی که خاتمی در سفر به فرانسه پایین پله های کاخ ریاست جمهوری ایستاده بود و به طرف بالای پله ها به سمت شیراک که آن بالا ایستاده بود، دستش را دراز کرد و به سمتش رفت در حالیکه از سنگ حرکتی دیده شد و از جناب شیراک نه! و خاتمی با دستی درازتر از پا خود را به بالا رساند برای عرض ادب... اما در مقابل دکتر محمود احمدی نژاد با چرخشی 180 درجه ای، ملت و مملکت را در موضع عزت قرار داد بگونه ای که کشورهای روسیه، آمریکای جنوبی، آمریکای لاتین، چین، کشورهای عدم تعهد و حتی آمریکا قائل به نقش بی بدیل ایران در معادلات منطقه و جهان شد ه اند. 

 

افسوس اینجاست که این اصلاح طلبان وقتی به قدرت رسیدند نردبان صعود و ترقی خود یعنی مردم را زیر پا له کردند و برنامه هایشان را فقط برای عده ای به اصطلاح روشنفکر تنظیم می کردند و مردم را جزو عوام به حساب می آوردند مردمی که مجلس ششم و 20 میلیون رای را برای خاتمی و مدعیان اصلاح طلبی خلق کردند اما آنان بجای استفاده ازاین فرصت برای خدمت به ملت آن را برای خود تبدیل به تهدید  کردند که نتیجه آن چیزی شد که در انتخابات شورای شهر دوم و سوم، مجلس شورای اسلامی هفتم و هشتم، خبرگان رهبری، ریاست جمهوری نهم دیدند یعنی پیروزی جریان اصولگرا، جریانی که خود را معتقد و ملتزم به اسلام و امام و ولایت فقیه و قانون اساسی می داند و در مقام یک نوکر و خادم در ارتباط با مردم است نه آقا بالاسر. آری این شرح کوتاهی بود بر هشت سال ریاست یک شاه سلطان حسین قرن بیست و یکی بر ایران! 

(در صورت عدم نمایش تصاویر بر روی آنها کلیک راست کرده سپس show picture را انتخاب کنید)

در

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo