X
تبلیغات
رایتل

انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی

سه‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 03:45 ب.ظ

 انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 57، دردانه ای است در میان انقلاب های هم عصر و هم دوره(نمی گویم "هم رده" چراکه به اعتقاد من انقلاب اسلامی ما تک است )خویش. انقلاب های فرانسه،روسیه، چین، کوبا و...بازیگرانی خاص داشته اند به این معنا که قشری خاص در این انقلاب ها نقش آفرین بوده اند نه همه بدنه عمومی و نخبه جامعه که این به خودی خود یک نقص بشمار میرود و یک نوع حس انحصار در انقلابیون و حس غربت در غیرانقلابی ها بوجود می آید. در بحث ایدئولوژی هم این نوع انقلاب ها از یک تفکر سکولار تغذیه می شوند و اصولا جایی برای دین در این انقلاب ها وجود ندارد. اما در مقابل ، انفلاب ملت ایران فراگیر بود و گستره ای را از دکتر و مهندس و روحانی و دانشجو و دانش آموز و... را شامل میشد بگونه ای که مردم انقلاب را از خود و خود را از انقلاب میدانستند و این یکی از ابعاد برجسته و مهم انقلاب 57 ملت بشمار میرود که این کار جز از اسلام برنمی آید چراکه انسان خود به تنهایی فاقد چنین قدرتی برای متحد کردن اقشار مختلف مردم در ابعاد گسترده از عوام و خواص است و این جاست که میگوییم" انقلاب اسلامی" نه" انقلاب انسانی". 

              

فکر کنم برای اولین بار در تاریخ بنی بشر بود که چنین انقلابی با صبغه الهی و رنگ و بوی دینی و رهبری یک عالم و مرجع بزرگ مذهبی شکل گرفت، انقلابی که به تبع آن حکومت جمهوری اسلامی تاسیس شد و حکوتی که به اعتراف خود غربی ها 40 سال پیش بینی های جامعه شناسی و نقشه های استعماری غرب را نقش بر آب کرد.

عده ای این اواخر یا در همان اوایل وقوع و پیشرفت انقلاب را ناشی از شخصیت کاریزماتیک حضرت امام خمینی(ره) می دانستند و می گفتند که امام به علت داشتن قد رشید و چهره جذاب و ابروهای درهم کشیده، توانسته مردم را با خود همراه کند! اما اگر نگاهی به عقب بیاندازیم، ردپای اسلام و ارزش های آنرا در جای جای این انقلاب می بینیم. امام حرف اسلام را میزد و مردم هم مجذوب امامی شده بودند که اسلام را و ظلم ستیزی و عدالت طلبی اسلام را فریاد میزد و اگر به فرض محال عقیده این افراد مبنی بر علاقه مردم به ظاهر امام را قبول کنیم باید این انقلاب و آرمان هایش همان خرداد سال 68 از بین میرفت اما باید بدانیم که بقول حضرت امام خمینی(ره)، انقلاب ما قائم به شخص نیست. 

                          

از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران، توطئه ها، کودتاها و جنگ های سخت و نرم برای براندازی آن شروع شد که همچنان ادامه دارد. بعد از انقلاب دوم ملت و تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره)، آمریکا رابطه خود را با ایران قطع کرد(که بقول امام راحل تنها لطف آمریکا به ملت ایران همین بود) و این خود نشان دهنده ناامیدی کامل از نظام روی کار آمده در ایران بود.

دشمنان اسلام و انقلاب بعد از آن؛ حمله به طبس جهت آزادی گروگان ها، کودتای نوژه، جنگ تحمیلی هشت ساله، تحریم های اقتصادی، ایجاد اغتشاش در کشور بخصوص در استان های مرزی و قبیله ای، هدایت گروه های ضد انقلاب و معاند با جمهوری اسلامی، تغذیه مادی و معنوی گروهک تروریستی منافقین و گروهک پژاک، براه انداختن طرح تضعیف و براندازی نظام و ارگان های حساس کشور ، راهبری غائله 18تیر 78، فشارهای سیاسی بر ایران برای دست کشی از حقوق حقه هسته ای خویش و... را امتحان کرد اما بحمدالله همه تیرهای از چله رها شده آنها به سنگ خورد.

بعد از نا امیدی از براندازی سخت به سراغ پروژه براندازی نرم آمدند که طی آن حتی الامکان بدون ایجاد درگیری های فیزیکی، درصدد ایجاد اغتشاش و تفرقه اندازی در کشور در راستای تضعیف نظام هستند که جدیدترین نمونه آن چند وقت پیش توسط نیروهای ضد جاسوسی وزارت اطلاعات خنثی شد. برای به حداقل رساندن تهدید نرم باید ابتدا به وجود آن اعتقاد داشته باشیم و آنرا توهم ندانیم و سپس با یک مهندسی فرهنگی حساب شده و منطبق با جامعه ایرانی- اسلامی خود سعی در کم کردن تضادها در کشور یاشیم که در فرمایشات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای قابل رصد است. در باب جنگ فرهنگی یادم هست که یک جامعه شناس غربی در جستاری گفته بود که اگر میخواهید ایران را شکست دهید هیچ نیازی به بمب و موشک نیست کافی است بر سر ایرانی ها دامن های کوتاه بریزید! 

                        

از دیگر مطالب مهمی که باید به آن توجه داشت تولید نیروهای "هم تراز" انقلاب است. نیروهاییی که با آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی کاملا آشنایند و در حقیقت حلقه واصل بین نسل نقلاب و نسلی که روزهای انقلاب را ندیده اند، هستند و امید بخش ترین این نیروها، جوان مومنی است که مبانی جمهوری اسلامی و امام بزرگوار را عمیقا پذیرفته است.

و اما نظام اسلامی به دولتی احتیاج دارد که همچون دولت سازندگی مادی پرستی را با آبادانی اشتباه نگیرد، به دولتی احتیاج دارد که همچون دولت اصلاحات، تعامل را با تسلیم اشتباه نگیرد و اما نظام و مردم دولتی را میخواهند  همچون دولت نهم که بفرموده حضرت آقا دولت امام و انقلاب است دولت کار است و دولت عزت ملی. متاسفانه در دوره ای از زمان سیستم فکری و اجرایی کشور حضور موثری نداشت. بعضی از دولت مردان گذشته تحت عنوان تعامل با دنیا، پرهیز از دشمن تراشی، انطباق با استانداردهای بین المللی، انتقال سرمایه به ایران، ابهام زدایی از هویت اسلام و ایران و... رویه ای را در پیش گرفتند که باعث اضطراب و ناامیدی ملت های مسلمان میشد. اما با روی کار آمدن دولت مردمی و مکتبی نهم این جریان تسلیم طلبانه به گوشه رانده شد و گفتمان تعامل همراه با احترام متقابل و حفظ عزت جایگزین آن شد. 

             

شعار سیاست خارجی انقلاب، "صدور انقلاب" بود که یک مرتبه تبدیل شد به تنش زدایی که غیر قابل جمعند. صدور انقلاب یعنی ایجاد تنش منتهی نه با مردم، نه با دخالت در امور داخلی و نظامی گری و تروریسم. صدور انقلاب یعنی با بشریت حرف هایمان را میزنیم و سکوت نمی کنیم چراکه انقلاب ما یک انقلاب جهانی است. اما تنش زدایی در مفهوم دیپلماتیک یعنی ما حرفی نداریم و هرکسی کار خودش را بکند. البته تنش زدایی به معنای عدم دخالت در امور دیگران و مبارزه با تروریسم و جنگ افروزی صحیح است.

انقلاب اسلامی بدون ایمان مردم نه وجود دارد و نه ماهیت. این ایمان یک ایمان کور فاشیستی نیست، بلکه با معرفت تغذیه میشود و معرفت را میتوان با شعارسازی تولید کرد شعارهایی که برخاسته از احساس و درد جامعه باشد و مردم نگویند که اینها چه میگویند چراکه یک انقلاب زمانی سقوط کرده است که مردم شعارهای رسمی را نفهمند و حتی مسخره کنند به نظر من کار گروه های معاند ضد انقلاب و اپوزسیون درونی و بیرونی همین است. 

                

و در انتهای این پست جمله ای زیبا از استاد شهید مرتضی مطهری را ذکر میکنم که در فروردین 58 در مسجد الجواد و یک ماه پیش از شهادت ایراد کرده است: اگر فکر میکنیم با انحصار می شود یک انقلاب را نگه داشت، اشتباه می کنیم. این اشتباه را کمونیست ها کردند. باید ایدئولوژی انقلاب منطقی، شفاف و حتی متواضعانه طرح شود و از آن دفاع شود، آن وقت این انقلاب می ماند.  

                    

 امیدوارم که این دولت عزیز عزت ملی و بین المللی به دولت عدل جهانی حضرت بقیه الله(عج) گره بخورد و حواسمان را جمع و شامه دشمن شناسمان را تیز کنیم تا یک وقت سر و کله شاه سلطان حسین های مدعی اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیدا نشود و به امید خدا فردی معتقد به آرمان های اسلام و انقلاب توسط رای مردم بالا بیاید که بتواند رابطه بین ملت، دولت و نخبگان را به نحو احسن در جهت آبادانی ایران اسلامی و رسیدن به آرمان ها و ارتقای عزت ملی، هدایت و مدیریت کند. انشاالله. 

(در صورت عدم نمایش تصاویر بر روی آنها کلیک راست کرده سپس show picture را انتخاب کنید)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo